خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر دلدادگی و عشق عمیق شاعر به معشوق است. او از هوای معشوق در سر، یاد او در پیش چشم، و دلبستگی دلش به کوی معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که این عشق و اشتیاق هرگز از بین نخواهد رفت.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
غزل ۱۶۵ - مرا هوای تو از سر بدر نخواهد شد
مرا هوای تو از سر بدر نخواهد شد
شمایل تو ز پیش نظر نخواهد شد ۱
اگر سرم برود گو برو مراد از سر
هوای توست مرا آن ز سر نخواهد شد ۲
دلم به کوی تو رفت و مقیم شد آنجا
وزان مقام به جایی دگر نخواهد شد ۳
سرم برفت به سودای وصل، میدانم
که این معامله با او به سر نخواهد شد ۴
چنان ز چشم تو در خواب مستیم که مرا
ز خواب خوش به قیامت خبر نخواهد شد ۵
به نوک غمزه چون نیشتر بخواهی ریخت
هزار خون که سر نیشتر نخواهد شد ۶
خدنگ غمزهات از جان اگر چه میگذرد
ولیکن از دل سلمان بدر نخواهد شد ۷
شمایل تو ز پیش نظر نخواهد شد ۱
اگر سرم برود گو برو مراد از سر
هوای توست مرا آن ز سر نخواهد شد ۲
دلم به کوی تو رفت و مقیم شد آنجا
وزان مقام به جایی دگر نخواهد شد ۳
سرم برفت به سودای وصل، میدانم
که این معامله با او به سر نخواهد شد ۴
چنان ز چشم تو در خواب مستیم که مرا
ز خواب خوش به قیامت خبر نخواهد شد ۵
به نوک غمزه چون نیشتر بخواهی ریخت
هزار خون که سر نیشتر نخواهد شد ۶
خدنگ غمزهات از جان اگر چه میگذرد
ولیکن از دل سلمان بدر نخواهد شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۴ - دلم را جز سر زلفت، دگر جایی نمیباشد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۶ - من چه دانستم که هجر یار چندین در کشد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.