خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از غم و اندوه عمیق خود میگوید و بیان میکند که جز اشک چیزی در دیدهاش نمانده و از سوختن وجودش سخن میگوید. او از دیگران میخواهد که تهمت شادی و عیش را به او نزنند، چرا که دیگر نشاط عشق در وجودش باقی نمانده است.
مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه در متن وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۳۷۸ - در دیده به جز اشک به دامن بنماند
در دیده به جز اشک به دامن بنماند
یک جو زمن سوخته خرمن بنماند ۱
بر من منهید تهمت عیش و نشاط
اکنون که نشاط عشق در من بنماند ۲
یک جو زمن سوخته خرمن بنماند ۱
بر من منهید تهمت عیش و نشاط
اکنون که نشاط عشق در من بنماند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۷ - نه ابر به چشم اشکبارم ماند
گوهر بعدی:شماره ۳۷۹ - ای نفس چو برگ کامرانیت نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.