صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۶۷ - محوم چنان که در دل تنگم اراده نیست
محوم چنان که در دل تنگم اراده نیست
فریدون مشیری : از دیار آتشی
گرگ
گفت دانایی که: گرگی خیره سر
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۴۳ - زگریه آینه هر دلی که روشن شد
زگریه آینه هر دلی که روشن شد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۷۳ - به زیر چرخ دل شادمان نمی باشد
به زیر چرخ دل شادمان نمی باشد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۴۴ - سحر که باد صبا از رخش نقاب گرفت
سحر که باد صبا از رخش نقاب گرفت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۹۱ - دیده هر کس که حیران است در دنبال اوست
دیده هر کس که حیران است در دنبال اوست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۰۵ - از گلستانی که بلبل روی گردان می شود
از گلستانی که بلبل روی گردان می شود
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۸۱۸ - بوسه از کنج لب یار نخورده است کسی
بوسه از کنج لب یار نخورده است کسی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۰۳۵ - فارغ ز دار و گیر جهان خراب باش
فارغ ز دار و گیر جهان خراب باش
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۲۹ - تا روشنی صدق به دل یار نگردد
تا روشنی صدق به دل یار نگردد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۹۹ - بار بر مجنون ما جمعیت اطفال نیست
بار بر مجنون ما جمعیت اطفال نیست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۳۹ - تسکین دل به زلف پریشان چه می کنی؟
تسکین دل به زلف پریشان چه می کنی؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۷۶ - معانی اهل صورت را به گرد دل نمی گردد
معانی اهل صورت را به گرد دل نمی گردد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۶۷ - از پریشانی نیندیشد گدای زلف تو
از پریشانی نیندیشد گدای زلف تو
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۹۴ - کیستند اهل جهان، بی سر و سامانی چند
کیستند اهل جهان، بی سر و سامانی چند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۵۳ - ز بیم خار خورد در لباس دایم خون
ز بیم خار خورد در لباس دایم خون
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۳۶ - زخط عذار تو بی آب وتاب خواهد شد
زخط عذار تو بی آب وتاب خواهد شد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۵۶ - سخن عشق کسی کز لب ما نشنیده است
سخن عشق کسی کز لب ما نشنیده است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۸۷ - تقدیر قطع رشته تدبیر می کند
تقدیر قطع رشته تدبیر می کند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۶۸ - نشاط عالم بی اعتبار درگردست
نشاط عالم بی اعتبار درگردست