خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۷۴ - چون آتش خور شعله زد از شیشه شفاف
چون آتش خور شعله زد از شیشه شفاف صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۶۳ - آن شوخ چه گویم که دل از دست چسان برد
آن شوخ چه گویم که دل از دست چسان برد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۹۳ - فاش خواهد شد ز آهم عشق پنهان باختن
فاش خواهد شد ز آهم عشق پنهان باختن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۵۴ - با اهل دل ای گردش افلاک چه داری؟
با اهل دل ای گردش افلاک چه داری؟ عطار نیشابوری : باب دوم: در نعت سیدالمرسلین صلّی اللّه علیه و سلّم
شماره ۴ - زان پیش که نُه خیمهٔ افلاک زدند
زان پیش که نُه خیمهٔ افلاک زدند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۸۳ - لب به نیسان نگشاید صدف دیده من
لب به نیسان نگشاید صدف دیده من صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۷۱ - نه موج از دل دریا کرانه می طلبد
نه موج از دل دریا کرانه می طلبد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۶ - بیتو از گلشن چه حاصل خاطر افسرده را
بیتو از گلشن چه حاصل خاطر افسرده را قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۵۲ - از قدت امروز گلشن را صفای دیگر است
از قدت امروز گلشن را صفای دیگر است عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۶۹ - در عشق وجود و عدمم یک سان است
در عشق وجود و عدمم یک سان است خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۹۷ - یاران همه مخمور و قدح پر می نابست
یاران همه مخمور و قدح پر می نابست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۱۲ - قطره ای از قلزم توحید باشد هر دلی
قطره ای از قلزم توحید باشد هر دلی شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۹۵ - رفتم به خرابات و خراب افتادم
رفتم به خرابات و خراب افتادم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۶۳ - با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز
با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۹۰ - چو هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار
چو هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۰۰ - از دست و تیغ عشق فگارند لاله ها
از دست و تیغ عشق فگارند لاله ها صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۳۲ - سبزه خط می دمد از لعل جانان غم مخور
سبزه خط می دمد از لعل جانان غم مخور ملکالشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۳۱ - این رباعی را از منفای خود «بجنورد» گفته است
ای مرکزیان گر گل و ریحان خواهید شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۸۴ - همه نیکند و هیچ خود بد نیست
همه نیکند و هیچ خود بد نیست مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۱۲ - گردون همه زهر در ایاغم کردی
گردون همه زهر در ایاغم کردی
غزل ۵۷۴ - چون آتش خور شعله زد از شیشه شفاف
چون آتش خور شعله زد از شیشه شفاف صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۶۳ - آن شوخ چه گویم که دل از دست چسان برد
آن شوخ چه گویم که دل از دست چسان برد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۹۳ - فاش خواهد شد ز آهم عشق پنهان باختن
فاش خواهد شد ز آهم عشق پنهان باختن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۵۴ - با اهل دل ای گردش افلاک چه داری؟
با اهل دل ای گردش افلاک چه داری؟ عطار نیشابوری : باب دوم: در نعت سیدالمرسلین صلّی اللّه علیه و سلّم
شماره ۴ - زان پیش که نُه خیمهٔ افلاک زدند
زان پیش که نُه خیمهٔ افلاک زدند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۸۳ - لب به نیسان نگشاید صدف دیده من
لب به نیسان نگشاید صدف دیده من صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۷۱ - نه موج از دل دریا کرانه می طلبد
نه موج از دل دریا کرانه می طلبد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۶ - بیتو از گلشن چه حاصل خاطر افسرده را
بیتو از گلشن چه حاصل خاطر افسرده را قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۵۲ - از قدت امروز گلشن را صفای دیگر است
از قدت امروز گلشن را صفای دیگر است عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۶۹ - در عشق وجود و عدمم یک سان است
در عشق وجود و عدمم یک سان است خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۹۷ - یاران همه مخمور و قدح پر می نابست
یاران همه مخمور و قدح پر می نابست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۱۲ - قطره ای از قلزم توحید باشد هر دلی
قطره ای از قلزم توحید باشد هر دلی شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۹۵ - رفتم به خرابات و خراب افتادم
رفتم به خرابات و خراب افتادم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۶۳ - با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز
با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۹۰ - چو هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار
چو هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۰۰ - از دست و تیغ عشق فگارند لاله ها
از دست و تیغ عشق فگارند لاله ها صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۳۲ - سبزه خط می دمد از لعل جانان غم مخور
سبزه خط می دمد از لعل جانان غم مخور ملکالشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۳۱ - این رباعی را از منفای خود «بجنورد» گفته است
ای مرکزیان گر گل و ریحان خواهید شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۸۴ - همه نیکند و هیچ خود بد نیست
همه نیکند و هیچ خود بد نیست مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۱۲ - گردون همه زهر در ایاغم کردی
گردون همه زهر در ایاغم کردی