اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۱۶۴ - در عشق نگر که قصد هستی نکنی
در عشق نگر که قصد هستی نکنی
عطار نیشابوری : باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن
شماره ۲۹ - چون بحر،‌دلی هزار جوش است مرا
چون بحر،‌دلی هزار جوش است مرا
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۸۰ - زخون دل شراب، از پاره دل کن کباب خود
زخون دل شراب، از پاره دل کن کباب خود
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۳ - چو رو دهد بر آن شوخ مست، رفتن ما
چو رو دهد بر آن شوخ مست، رفتن ما
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۵۶ - چون رفتن جان پاک آمد در پیش
چون رفتن جان پاک آمد در پیش
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۹۵ - چه میان است که دایم چو دل من لرزد
چه میان است که دایم چو دل من لرزد
عطار نیشابوری : باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
شماره ۴۲ - دل دادم و ترکِ کفر ودینش کردم
دل دادم و ترکِ کفر ودینش کردم
زرتشت : جلد اول کتاب اوستا - کهن ترین سرودهای ایرانیان
سرود دوم اشتودگاه
یسته، هات 43 1 «مزدا اهوره» به همه کار توانا چنین برنهاده است: بهروزی از آن کسی است که دیگران را به بهروزی برساند. نیرو و پایداری را براستی از تو خواستارم. ای آرمیتی! برای نگاهبانی از «اشه»، فرّ و شکوهی را که پاداش زندگی در پرتو «منش نیک» است ، به من ارزانی دار. 2 همچنین بهترین [پاداش] از آن او باد. ای مزدا! کسی که [برای دیگران] خواستار روشنی است، روشنایی [بدو] ارزانی خواهدشد. از «سپندترین مینو»ی خویش و در پرتو «اشه»، دانش برآمده از «منش نیک» را به ما بخش تا در زندگانی دیرپا [ی خویش] همه روزه از شادمانی بهره مند شویم. 3 پس براستی، بهترین نیکی¬ها بهرۀ آن کسی خواهدشد که در زندگی استومند و مینوی، ما را به راه راست بهروزی – [راه] جهان اشه که جایگاه «اهوره» است – رهنمونی کنند. ای مزدا! دلدادگان تو در پرتو نیک آگاهی و پاکی به تو خواهند پیوست. 4 ای مزدا! ترا توانا و پاک شناختم؛ آنگاه که [دانستم] در پرتو توانایی ات، آرزوهای ما برآورده خواد شد؛ آنگاه که [دریافتم] اشونان و دروندان را پاداش [وپادافره] خواهی بخشید؛ آنگاه که [پی بردم]درپرتو گرمای «آذر» تو – که نیرومندی اش از «اشه» است – نیروی «منش نیک» به من روی خواهد نمود. 5 ای مزدا اهوره! ترا پاک شناختم، آنگاه که در سرآغاز آفرینش زندگی دیدمت [و دریافتم] که چگونه تا پایان گردش آفرینش، کردارها، گفتارها را با هنر خویش، مزد بر نهاده ای : پاداش نیک برای نیکان و [سزای] بد برای بدان. 6 ای مزدا! بدان هنگام که «سپند مینو»ی تو فراز آید، «شهریاری مینوی» و«منش نیک» با کنش خویش، جهان را به سوی «اشه» پیش می برندو «آرمیتی» راد مردان را به سوی خرد نافریفتنی تو رهنمونی خواهد کرد. 7 ای مزدا اهوره! براستی ترا پاک شناختم؛ آنگاه که «منش نیک»نزد من آمد و پرسید: -«کیستی و ازکدامین خاندانی ودر برابر پرسشها ودو دلیهای روزانۀ زندگی خویش وجهان پیرامون خود، کدامین راه را می نمایی و می شناسانی؟» 8 آنگاه نخست بدو [پاسخ] گفتم: «منم زرتشت که با همۀ توش و توان خویش، دشمن سر سخت دروندان و پناه نیرومند آشونانم.» ای مزدا! خواستارم تا بدان هنگام که ستایشگر و سرودخوان توام، همواره از «شهریاری مینوی» بی کران [تو] برخوردار باشم. 9 ای مزدا اهوره! براستی ترا پاک شناختم؛ آنگاه که «منش نیک» نزد من آمد و پرسید: -«چگونه خود را باز می شناسانی؟» [و من بدو پاسخ دادم:] -«با دهش آن نماز که نزد آذر تو می گزارم. تا بدان هنگام که مرا توش و توان هست، به«اشه» خواهم اندیشید. 10 پس تو مرا به سوی «اشه» - که [همواره] آن را فرا خوانده ام- رهنمونی کن تا با پیروی از «آرمیتی» بدان دست یابم. اینک بپرس از ما و بدان سان که می¬خواهی،ما را بیازمای؛ چرا که پرسش و آزمون تو، رهبران را نیرومندی و برتری می بخشد.» 11 ای مزدا اهوره! ترا پاک شناختم؛ آنگاه که «منش نیک» نزد من آمد و من نخستین بار از گفتار تو آموختم و دریافتم که بردن پیام تو به میان مردمان دشوار است؛ اما من آنچه را که به من گفتمی بهترین است، به سرانجام خواهم رساند. 12 بدان هنگام که مرا فرمان دادی: «به سوی اشه روی آور و آن را فراشناس!»، سخنی هرگز نا شنیده به من گفتی: -«بکوش تا سروش در اندرون تو راه یابد و پرتو دهش ایزدی را دریابی که به هر دو گروه پاداش [و پاد افره] می بخشد.» 13 ای مزدا اهوره! ترا پاک شناختم، آنگاه که «منش نیک» نزد من آمد تا آماج و آرزوی مرا دریابد: -«مرا زندگانی دیرپای ارزانی دار که هیچ کس جز تو نتواند بخشید؛ آن زندگانی آرمانی که در شهریاری مینوی تو، نوید آن داده شده است.» 14 ای مزدا! آنچنان که فرزانه مرد توانایی، دوستی را به مهربانی پناه می بخشد، تو نیز با «شهریاری مینوی» خویش و در پرتو «اشه» پیروان مرا پناه بخش تا من و همۀ آنان که «منثره»ی ترا می سرایند، بپا خیزیم و از آموزشها [ی تو]پشتیبانی کنیم. 15 ای مزاد! ترا پاک شناختم؛ آنگاه که «منش نیک» نزد من آمد و مرا آموخت که اندیشیدن در آرامش، بهترین راه دانش اندوزی است [و هشدار داد که] رهبر هرگز نباید مایۀ خشنودی دروندان شود، چه، آنان همواره با اشونان دشمنی می¬ورزند. 16 ای مزدا اهوره! پس زرتشت، «شپندترین مینو» ترا برای خویشتن برگزید. [بشود که] «اشه» زندگی استومند مارا نیرو بخشید. [بشود که ] «آرمیتی» و«شهریاری مینوی» [تو] زندگی ما را درخشان کنند. [بشود که ] «منش نیک» کردارهای ما را پاداش دهد.
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۲۸ - هر چه می گویی، ز چشم عشوه پردازش بگو
هر چه می گویی، ز چشم عشوه پردازش بگو
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۵۲ - از آبله‌ای تازه گل باغ ارم
از آبله‌ای تازه گل باغ ارم
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۳۵ - در باغ چون بالای تو سروی ندیدم راستی
در باغ چون بالای تو سروی ندیدم راستی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۷۵ - یاد آن جلوه ی مستانه کی از دل برود؟
یاد آن جلوه ی مستانه کی از دل برود؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۸۳ - با وجود مرگ، کی هستی گوارا می شود؟
با وجود مرگ، کی هستی گوارا می شود؟
وحشی بافقی : فرهاد و شیرین
گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز
خوشا عشق خوش آغاز خوش انجام
آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۷۸ - ستمکشان تو، از شکوه لب چنان بستند؛
ستمکشان تو، از شکوه لب چنان بستند؛
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۰۶ - ای خوشا وقتی که بگشایم نظر در روی دوست
ای خوشا وقتی که بگشایم نظر در روی دوست
عطار نیشابوری : باب پنجاهم: در ختم كتاب
شماره ۴ - بگذشت ز فرق دو جهان گوهر ما
بگذشت ز فرق دو جهان گوهر ما
مولوی : غزلیات
غزل ۳۰۷۸ - ز آب، تشنه گرفته‌ست خشم می‌بینی
زِ آب، تشنه گرفته‌ست خشمْ می‌بینی
مفاتیح الجنان : زیارات مطلقه امام حسین (ع)
زیارت هفتم امام حسین (ع) (زیارت وارث)
شیخ طوسی در کتاب «مصباح» از صفوان جمّال روایت کرده: از امام صادق(علیه السلام) برای زیارت مولایمان حسین(علیه السلام) اجازه خواستم و تقاضا کردم، برای من جهت زیارت آن حضرت دستورالعملی ذکر کند که به آن صورت به زیارت بروم.
ابراهیم شاهدی دده مغلوی : غزلیات
شماره ۸ - کردی ز غم آباد چو کاشانۀ ما را
کردی ز غم آباد چو کاشانۀ ما را