خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویری مانند شیشه می، آینه تیره، و گلهای چمن، احساسات شکستخورده و ناامیدی خود را بیان میکند.
متن شامل مفاهیم عاطفی پیچیده و استعارههای شاعرانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نسبتاً بالایی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج عشق برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا سنگین باشد.
شماره ۴۳ - چو رو دهد بر آن شوخ مست، رفتن ما
چو رو دهد بر آن شوخ مست، رفتن ما
بود چو شیشه می، خون ما به گردن ما ۱
به سان آینه کز نم به تیرگی افتد
به آب گریه شد از کار، چشم روشن ما ۲
به غیر خار در آخر به ما نمی ماند
اگر چو صحن چمن، گل دمد ز دامن ما ۳
بود چو شیشه می، خون ما به گردن ما ۱
به سان آینه کز نم به تیرگی افتد
به آب گریه شد از کار، چشم روشن ما ۲
به غیر خار در آخر به ما نمی ماند
اگر چو صحن چمن، گل دمد ز دامن ما ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - بوسه به پیغام داد و گشت پشیمان
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - شمع! بنشین ز طربخانه پروانه جدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.