خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، با استفاده از تصاویر زیبا و نمادین، به موضوعاتی مانند جدایی، عشق، وابستگی و تقدیر میپردازد. شاعر با استفاده از عناصری مانند شمع و پروانه، فانوس، ساغر، زلف و شانه، و جغد و ویرانه، احساسات عمیق انسانی را بیان میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق و نمادین است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد.
شماره ۴۴ - شمع! بنشین ز طربخانه پروانه جدا
شمع! بنشین ز طربخانه پروانه جدا
ترک فانوس مکن،گور جدا، خانه جدا ۱
تا لب شیشه به صد بوسه نگردد ضامن
لب ساغر نشود از لب جانانه جدا ۲
شانه و زلف به هم تا سر الفت دارند
می کند خون به دلم، زلف جدا، شانه جدا ۳
بس که ناراستی از ساغر دوران گل کرد
همچو نرگس نکنم دست ز پیمانه جدا ۴
بوی آبادی اگر پا نگذارد به میان
چون خرابی، نشود جغد ز ویرانه جدا ۵
در قفس تا نکنم زمزمه با خاطر جمع
داد صیاد به من آب جدا، دانه جدا ۶
ترک فانوس مکن،گور جدا، خانه جدا ۱
تا لب شیشه به صد بوسه نگردد ضامن
لب ساغر نشود از لب جانانه جدا ۲
شانه و زلف به هم تا سر الفت دارند
می کند خون به دلم، زلف جدا، شانه جدا ۳
بس که ناراستی از ساغر دوران گل کرد
همچو نرگس نکنم دست ز پیمانه جدا ۴
بوی آبادی اگر پا نگذارد به میان
چون خرابی، نشود جغد ز ویرانه جدا ۵
در قفس تا نکنم زمزمه با خاطر جمع
داد صیاد به من آب جدا، دانه جدا ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - چو رو دهد بر آن شوخ مست، رفتن ما
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - آن زلف سیه دل سبکپا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.