خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق و دلتنگی سخن میگوید. شاعر از زلف سیاه معشوق و تأثیر آن بر دل خود یاد میکند و از درد فراق و غمهای ناشی از آن مینالد. همچنین، به امیدواری برای آینده اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی نیازمند درک نسبی از شعر کلاسیک فارسی است.
شماره ۴۵ - آن زلف سیه دل سبکپا
آن زلف سیه دل سبکپا
یک سر دارد، هزار سودا ۱
بی شمع رخت، نسیم گردید
جلاد چراغ خانه ما ۲
تیغش که به ما سری ندارد
آبی ست که بسته شد ز بالا ۳
دل تاب غمش نداشت امروز
کردیم ذخیره بهر فردا ۴
یک سر دارد، هزار سودا ۱
بی شمع رخت، نسیم گردید
جلاد چراغ خانه ما ۲
تیغش که به ما سری ندارد
آبی ست که بسته شد ز بالا ۳
دل تاب غمش نداشت امروز
کردیم ذخیره بهر فردا ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - شمع! بنشین ز طربخانه پروانه جدا
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - محتسب می افکند بیهوده در هنگامه سنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.