این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از معشوق خود با توصیف چشمهای فریبنده و ابروی غمگینش یاد میکند. شاعر از هجران و ناسازیهای عشق شکوه میکند و توصیه میکند که اگر معشوق را نمیبینید، حداقل با دوستانش درباره او سخن بگویید. همچنین، از توصیف کعبه و دیر به عنوان نمادهایی از عشق و معنویت استفاده شده است. در نهایت، شاعر از نقشهای غم بر آب و موسیقی دلنشین سخن میگوید.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۲۸ - هر چه می گویی، ز چشم عشوه پردازش بگو
وز اشارتهای ابروی اداسازش بگو ۱
شکوه ناسازی هجران، به آن مه گفتنی ست
گر نبینی رو ازو، در پیش دمسازش بگو ۲
کعبه در برروی مردم بسته، نامش را مبر
لب به وصف دیر بگشا، از در بازش بگو ۳
تا زند سازنده غم، نقشها بر آب صوت
رود چشم را ببین، در پرده سازش بگو ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.