سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۲۴ - غلاما خیز و ساقی را خبر کن
غلاما خیز و ساقی را خبر کن مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۴ - انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیس
قِسْمِ او خاک است گَر دِیْ گَر بهار اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۶۰۶ - ای صبا، حال من بدو برسان
ای صبا، حال من بدو برسان شیخ بهایی : نان و حلوا
بخش ۲۰ - فی الترغیب فی حفظ اللسان و هو من احسن صفات الانسان
نان و حلوا چیست؟ قیل و قال تو اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۲۴۸ - ذره چون خورشید گردد طالع و لامع خوش است
ذره چون خورشید گردد طالع و لامع خوش است فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۳ - هر آن کس عاشقست از دور پیداست
هر آن کس عاشقست از دور پیداست کسایی مروزی : دیوان اشعار
پیری
پیری مرا به زرگری افگند ، ای شگفت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۰۶ - بی محابا در میان نازکش انداخت دست
بی محابا در میان نازکش انداخت دست مولوی : دفتر دوم
بخش ۲۸ - فهم کردن مریدان کی ذاالنون دیوانه نشد قاصد کرده است
دوستان در قِصّهٔ ذَاالنّون شُدند امیر معزی : رباعیات
شماره ۱ - گر سینه بخست شاه سنجر ما را
گر سینه بخست شاه سنجر ما را صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۵۷ - شاه اورنگ نشین فکر جهانی دارد
شاه اورنگ نشین فکر جهانی دارد فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۴۱ - زرگر پسری که حسن ازو مینازد
زرگر پسری که حسن ازو مینازد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۷ - اگر به گوشه نشینان نماید آن رخ خوب
اگر به گوشه نشینان نماید آن رخ خوب سعدی : غزلیات
غزل ۵۷۰ - هرگز نبود سرو به بالا که تو داری
هرگز نبود سرو به بالا که تو داری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۶ - مورم اما خوشه چین خرمن دونان نیم
مورم اما خوشه چین خرمن دونان نیم سعیدا : غزلیات
شماره ۵۰۱ - نفع، آن است که من نافع خود می بینم
نفع، آن است که من نافع خود می بینم امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۷۸ - آنکه مزاج دلش باز ندانم که چیست
آنکه مزاج دلش باز ندانم که چیست رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۲۸ - ابراهیم لاری ره
از حکام زادگان آن ولایت بوده و خود نیز چندی در آن صفحه حکمرانی نموده. به لقب خانی سرافراز و به صفت عدل و داد ممتاز، به صفات حمیده موصوف و به اخلاق گزیده معروف. در تذکرهٔ علیقلی خان لگزی متخلص به واله این بیت از اودیده شد: کمال خجندی : رباعیات
شماره ۱۲ - امروز چو شعر هر که در خط کوشد
امروز چو شعر هر که در خط کوشد مهدی اخوان ثالث : آخر شاهنامه
قصیده
۱
غزل ۳۲۴ - غلاما خیز و ساقی را خبر کن
غلاما خیز و ساقی را خبر کن مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۴ - انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیس
قِسْمِ او خاک است گَر دِیْ گَر بهار اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۶۰۶ - ای صبا، حال من بدو برسان
ای صبا، حال من بدو برسان شیخ بهایی : نان و حلوا
بخش ۲۰ - فی الترغیب فی حفظ اللسان و هو من احسن صفات الانسان
نان و حلوا چیست؟ قیل و قال تو اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۲۴۸ - ذره چون خورشید گردد طالع و لامع خوش است
ذره چون خورشید گردد طالع و لامع خوش است فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۳ - هر آن کس عاشقست از دور پیداست
هر آن کس عاشقست از دور پیداست کسایی مروزی : دیوان اشعار
پیری
پیری مرا به زرگری افگند ، ای شگفت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۰۶ - بی محابا در میان نازکش انداخت دست
بی محابا در میان نازکش انداخت دست مولوی : دفتر دوم
بخش ۲۸ - فهم کردن مریدان کی ذاالنون دیوانه نشد قاصد کرده است
دوستان در قِصّهٔ ذَاالنّون شُدند امیر معزی : رباعیات
شماره ۱ - گر سینه بخست شاه سنجر ما را
گر سینه بخست شاه سنجر ما را صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۵۷ - شاه اورنگ نشین فکر جهانی دارد
شاه اورنگ نشین فکر جهانی دارد فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۴۱ - زرگر پسری که حسن ازو مینازد
زرگر پسری که حسن ازو مینازد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۷ - اگر به گوشه نشینان نماید آن رخ خوب
اگر به گوشه نشینان نماید آن رخ خوب سعدی : غزلیات
غزل ۵۷۰ - هرگز نبود سرو به بالا که تو داری
هرگز نبود سرو به بالا که تو داری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۶ - مورم اما خوشه چین خرمن دونان نیم
مورم اما خوشه چین خرمن دونان نیم سعیدا : غزلیات
شماره ۵۰۱ - نفع، آن است که من نافع خود می بینم
نفع، آن است که من نافع خود می بینم امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۷۸ - آنکه مزاج دلش باز ندانم که چیست
آنکه مزاج دلش باز ندانم که چیست رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۲۸ - ابراهیم لاری ره
از حکام زادگان آن ولایت بوده و خود نیز چندی در آن صفحه حکمرانی نموده. به لقب خانی سرافراز و به صفت عدل و داد ممتاز، به صفات حمیده موصوف و به اخلاق گزیده معروف. در تذکرهٔ علیقلی خان لگزی متخلص به واله این بیت از اودیده شد: کمال خجندی : رباعیات
شماره ۱۲ - امروز چو شعر هر که در خط کوشد
امروز چو شعر هر که در خط کوشد مهدی اخوان ثالث : آخر شاهنامه
قصیده
۱