خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر زیبایی و جذابیت معشوق خود را ستایش می‌کند و بیان می‌کند که هیچ چیز در جهان به زیبایی و جذابیت معشوق او نیست. شاعر همچنین به قدرت و توانایی معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که هیچ کس نمی‌تواند دل او را از معشوق بگیرد. در نهایت، شاعر آرزو می‌کند که به وصال معشوق برسد.

این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و زیبایی‌شناختی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۵۷۰ - هرگز نبود سرو به بالا که تو داری

هرگز نبود سرو به بالا که تو داری
یا مه به صفای رخ زیبا که تو داری ۱

گر شمع نباشد شب دلسوختگان را
روشن کند این غره غرا که تو داری ۲

حوران بهشتی که دل خلق ستانند
هرگز نستانند دل ما که تو داری ۳

بسیار بود سرو روان و گل خندان
لیکن نه بدین صورت و بالا که تو داری ۴

پیداست که سرپنجه ما را چه بود زور
با ساعد سیمین توانا که تو داری ۵

سحر سخنم در همه آفاق ببردند
لیکن چه زند با ید بیضا که تو داری ۶

امثال تو از صحبت ما ننگ ندارند
جای مگس است این همه حلوا که تو داری ۷

این روی به صحرا کند آن میل به بستان
من روی ندارم مگر آن جا که تو داری ۸

سعدی تو نیارامی و کوته نکنی دست
تا سر نرود در سر سودا که تو داری ۹

تا میل نباشد به وصال از طرف دوست
سودی نکند حرص و تمنا که تو داری ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۹ - حدیث یا شکر است آن که در دهان داری
گوهر بعدی:غزل ۵۷۱ - تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.