خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و به جمال و کمال او اشاره می‌کند. شاعر از ضعف خود در برابر قدرت و جمال معشوق می‌گوید و از جفاهای او شکایت می‌کند، اما در عین حال به عشق و محبت خود به معشوق اذعان دارد. او از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و دلش را نگاه دارد.

این متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد. بنابراین، این متن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است.

مشاهده کامل

غزل ۵۷۱ - تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری

تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری
که جمال سرو بستان و کمال ماه داری ۱

در کس نمی‌گشایم که به خاطرم درآید
تو به اندرون جان آی که جایگاه داری ۲

ملکی مهی ندانم به چه کنیتت بخوانم
به کدام جنس گویم که تو اشتباه داری ۳

بر کس نمی‌توانم به شکایت از تو رفتن
که قبول و قوتت هست و جمال و جاه داری ۴

گل بوستان رویت چو شقایق است لیکن
چه کنم به سرخ رویی که دلی سیاه داری ۵

چه خطای بنده دیدی که خلاف عهد کردی
مگر آن که ما ضعیفیم و تو دستگاه داری ۶

نه کمال حسن باشد ترشی و روی شیرین
همه بد مکن که مردم همه نیکخواه داری ۷

تو جفا کنی و صولت دگران دعای دولت
چه کنند از این لطافت که تو پادشاه داری ۸

به یکی لطیفه گفتی ببرم هزار دل را
نه چنان لطیف باشد که دلی نگاه داری ۹

به خدای اگر چو سعدی برود دلت به راهی
همه شب چنو نخسبی و نظر به راه داری ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷۰ - هرگز نبود سرو به بالا که تو داری
گوهر بعدی:غزل ۵۷۲ - این چه رفتار است کآرامیدن از من می‌بری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.