خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش معشوق و جمال او می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های ظاهری و اخلاقی معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عشق به او گناه نیست، بلکه گناه از آنِ معشوق است که چنین جمالی دارد. شاعر همچنین از عشق خود و تلاش‌هایش برای یافتن دل گم‌شده‌اش سخن می‌گوید و در نهایت به معشوق توصیه می‌کند که به باغ نرود، چرا که خودش در خانه باغی از زیبایی دارد.

این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد. بنابراین، این متن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است.

مشاهده کامل

غزل ۵۶۹ - حدیث یا شکر است آن که در دهان داری

حدیث یا شکر است آن که در دهان داری
دوم به لطف نگویم که در جهان داری ۱

گناه عاشق بیچاره نیست در پی تو
گناه توست که رخسار دلستان داری ۲

جمال عارض خورشید و حسن قامت سرو
تو را رسد که چو دعوی کنی بیان داری ۳

ندانم ای کمر این سلطنت چه لایق توست
که با چنین صنمی دست در میان داری ۴

بسیست تا دل گم کرده باز می‌جستم
در ابروان تو بشناختم که آن داری ۵

تو را که زلف و بناگوش و خد و قد اینست
مرو به باغ که در خانه بوستان داری ۶

بدین صفت که تویی دل چه جای خدمت توست
فراتر آی که ره در میان جان داری ۷

گر این روش که تو طاووس می‌کنی رفتار
نه برج من که همه عالم آشیان داری ۸

قدم ز خانه چو بیرون نهی به عزت نه
که خون دیده سعدی بر آستان داری ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۸ - کس از این نمک ندارد که تو ای غلام داری
گوهر بعدی:غزل ۵۷۰ - هرگز نبود سرو به بالا که تو داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.