ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۶۴ - از سینه خیال قد آن سروسهی
از سینه خیال قد آن سروسهی فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۶۵ - تازه سازم روشن نامه طرازی پس از این
تازه سازم روشن نامه طرازی پس از این ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨۴٧ - شهاب الدین علی را گفت یاری
شهاب الدین علی را گفت یاری عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر شیخ ابوسعید ابوالخیر
آن فانی مطلق آن باقی برحق آن محبوب الهی آن معشوق نامتناهی آن نازنین مملکت آن بستان معرفت آن عرش فلک سیر قطب عالم ابوسعید ابوالخیر قدس الله سره پادشاه عهد بود بر جمله اکابر و مشایخ و از هیچکس چندان کرامت و ریاضت نقل نیست که ازو و هیچ شیخ را چندان اشراف نبود که او را در انواع علوم به کمال بود و چنین گویند که در ابتدا سی هزار بیت عربی خوانده بود و در علم تفسیر و احادیث و فقه و علم طریقت حظی وافر داشت و در عیوب نفس دیدن و مخالفت هوا کردن به اقصی الغایه بود و در فقر و فنا و ذل و تحمل شأنی عظیم داشت و در لطف و سازگاری آیتی بود خاصه در فقر از این جهت بود که گفتهاند هر جاکه سخن ابوسعید رود همه دلها را وقت خوش شود زیرا که از ابوسعید با وجود ابوسعید هیچ نمانده است و او هرگز من و ما نگفت: همیشه ایشان گفت: من و ما به جای ایشان میگویم تا سخن فهم افتد و پدر او ابوالخیر نام داشت وعطار بود. جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۵۸ - در پشیمان شدن زلیخا از فرستادن یوسف علیه السلام به زندان و فریاد و زاری کردن بر مفارقت وی
درین فیروزه کاخ دیر بنیاد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۶۷ - یکشب که در فراق جمال تو دلبرست
یکشب که در فراق جمال تو دلبرست نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۱۱۵ - بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت
بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۲۶۴ - سرو و گل گوئی از چمن برخاست
سرو و گل گوئی از چمن برخاست ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۳۶۹ - تدبیر تو چون باز ندارد تقدیر
تدبیر تو چون باز ندارد تقدیر اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۰۷ - چون یار برون از دل پر خون نشود
چون یار برون از دل پر خون نشود فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۵۱ - اوج گیرد رتبة افتادگی از حال من
اوج گیرد رتبة افتادگی از حال من یغمای جندقی : غزلیات ناتمام
شماره ۵۵ - زیر رخشان گردن سیمین کشیده
زیر رخشان گردن سیمین کشیده واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۸۹ - همین از نعمت وصلت نصیب سینه چاکان بس
همین از نعمت وصلت نصیب سینه چاکان بس مجد همگر : رباعیات
شماره ۷۱ - تا آن دل سنگین تو عهدم بشکست
تا آن دل سنگین تو عهدم بشکست محمد کوسج : برزونامه (بخش کهن)
بخش ۱۸ - گرفتار شدن پهلوانان ایران به مکر سوسن مطرب
وزین روی گردان ایران تمام سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۱۵۸ - کسی کو همچو تو جانان ندارد
کسی کو همچو تو جانان ندارد آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۷۳۴ - گمان مدار که من از گزند مار بنالم
گمان مدار که من از گزند مار بنالم میرزا آقاخان کرمانی : نامهٔ باستان
بخش ۷۱ - پادشاهی یزدگرد سپه دوست
پس از وی پسر تاج شاهی بجست خاقانی : غزلیات
غزل ۱۳۳ - چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد
چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۵۹ - در کف پیاله دوش درآمد نگار من
در کف پیاله دوش درآمد نگار من
شماره ۱۶۴ - از سینه خیال قد آن سروسهی
از سینه خیال قد آن سروسهی فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۶۵ - تازه سازم روشن نامه طرازی پس از این
تازه سازم روشن نامه طرازی پس از این ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨۴٧ - شهاب الدین علی را گفت یاری
شهاب الدین علی را گفت یاری عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر شیخ ابوسعید ابوالخیر
آن فانی مطلق آن باقی برحق آن محبوب الهی آن معشوق نامتناهی آن نازنین مملکت آن بستان معرفت آن عرش فلک سیر قطب عالم ابوسعید ابوالخیر قدس الله سره پادشاه عهد بود بر جمله اکابر و مشایخ و از هیچکس چندان کرامت و ریاضت نقل نیست که ازو و هیچ شیخ را چندان اشراف نبود که او را در انواع علوم به کمال بود و چنین گویند که در ابتدا سی هزار بیت عربی خوانده بود و در علم تفسیر و احادیث و فقه و علم طریقت حظی وافر داشت و در عیوب نفس دیدن و مخالفت هوا کردن به اقصی الغایه بود و در فقر و فنا و ذل و تحمل شأنی عظیم داشت و در لطف و سازگاری آیتی بود خاصه در فقر از این جهت بود که گفتهاند هر جاکه سخن ابوسعید رود همه دلها را وقت خوش شود زیرا که از ابوسعید با وجود ابوسعید هیچ نمانده است و او هرگز من و ما نگفت: همیشه ایشان گفت: من و ما به جای ایشان میگویم تا سخن فهم افتد و پدر او ابوالخیر نام داشت وعطار بود. جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۵۸ - در پشیمان شدن زلیخا از فرستادن یوسف علیه السلام به زندان و فریاد و زاری کردن بر مفارقت وی
درین فیروزه کاخ دیر بنیاد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۶۷ - یکشب که در فراق جمال تو دلبرست
یکشب که در فراق جمال تو دلبرست نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۱۱۵ - بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت
بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۲۶۴ - سرو و گل گوئی از چمن برخاست
سرو و گل گوئی از چمن برخاست ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۳۶۹ - تدبیر تو چون باز ندارد تقدیر
تدبیر تو چون باز ندارد تقدیر اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۰۷ - چون یار برون از دل پر خون نشود
چون یار برون از دل پر خون نشود فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۵۱ - اوج گیرد رتبة افتادگی از حال من
اوج گیرد رتبة افتادگی از حال من یغمای جندقی : غزلیات ناتمام
شماره ۵۵ - زیر رخشان گردن سیمین کشیده
زیر رخشان گردن سیمین کشیده واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۸۹ - همین از نعمت وصلت نصیب سینه چاکان بس
همین از نعمت وصلت نصیب سینه چاکان بس مجد همگر : رباعیات
شماره ۷۱ - تا آن دل سنگین تو عهدم بشکست
تا آن دل سنگین تو عهدم بشکست محمد کوسج : برزونامه (بخش کهن)
بخش ۱۸ - گرفتار شدن پهلوانان ایران به مکر سوسن مطرب
وزین روی گردان ایران تمام سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۱۵۸ - کسی کو همچو تو جانان ندارد
کسی کو همچو تو جانان ندارد آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۷۳۴ - گمان مدار که من از گزند مار بنالم
گمان مدار که من از گزند مار بنالم میرزا آقاخان کرمانی : نامهٔ باستان
بخش ۷۱ - پادشاهی یزدگرد سپه دوست
پس از وی پسر تاج شاهی بجست خاقانی : غزلیات
غزل ۱۳۳ - چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد
چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۵۹ - در کف پیاله دوش درآمد نگار من
در کف پیاله دوش درآمد نگار من