امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۷۶۷ - ای دل، ار تو عاشقی، زین غم خلاص جان مخواه
ای دل، ار تو عاشقی، زین غم خلاص جان مخواه
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۷ - تر زبانی معدن زنگار می سازد مرا
تر زبانی معدن زنگار می سازد مرا
سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۷۰ - تنی داری بسان خرمن گل
تنی داری بسان خرمن گل
خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۴۹ - قصیده
تشنهٔ دل به آب می‌نرسد
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۵۳ - چون دل ز وصل تو مایوس می کند مهتاب
چون دل ز وصل تو مایوس می کند مهتاب
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۸۵ - برفت عمر و نگشتم ز هجر یار خلاص
برفت عمر و نگشتم ز هجر یار خلاص
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۷۸ - در گلستانی که ریزد خون بلبل بر زمین
در گلستانی که ریزد خون بلبل بر زمین
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۹۱ - هر غافلی که خنده به آوازمی کند
هر غافلی که خنده به آوازمی کند
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۷۴ - گوهر دل گم شد و وقت فراغ از دست رفت
گوهر دل گم شد و وقت فراغ از دست رفت
قائم مقام فراهانی : نامه‌های فارسی
شمارهٔ ۲۰ - رونوشت نامة نواب السلطنة به کراف پسکویچ
جناب معالی نصاب نیوخواه بلااشتباه، صاحب جمیع حمایلات دولت بهینه روسیه جنرال انشف غراف پسکویچ را باعلانات مشفقانه مخصوص میداریم؛ ذریعه آداب ودیعه آن جناب رسید، رفتن فرزندی خسرو میرزا را بطرز بورغ که صلاح دانسته است، چون ما آن جناب را در جمیع مهام دایره بین الدولتین امین کرده‌ایم و اعتماد داریم بسیار بسیار پسندیدیم و امیدواریم که آنچه رفتن ما خود منظور و مقصود بود چون پای توسط آن جناب در میان است ان شاءالله تعالی در رفتن فرزندی بعمل آید و نتایج خیر و خوب حاصل شود، که عمده آن استرضای خاطر نصفت اقتصای اعلی حضرت عم اکرم تا جدار امپراطور اعظم افخم می‌باشد و همه مقاصد و مطالب بعد از فضل خدا بحصول این استرضا انجام و اتمام می‌یابد. در باب غائله اتفاقیه که از حوادث روزگار رخ نمود و مایة تأسف دولت قاهره ایران بود، بسیار خورسند شدیم که آن جناب این کار را بعد از ورود فرزندی بتفلیس گذرانده، عریضه خالصانه بدربار سلطنت مدار شاهنشاه اجل اعظم خلدالله ملکه و سلطانه انفاد داشته است و اگر چه در عریضه مزبوره دو تکلیف از جانب دولت بهیه روسیه نموده، لیکن در حقیقت و نفس الامر آن دو تکلیف در حکم واحدند چرا که عمده اسباب رفع این غائله همین است که اعلی حضرت شاهنشاه جم جاه ممالک ایران فرزند خود را برای معذرت خواهی و تقریر مراتب بی گناهی امنای این دولت و ناگاهی این قضیه بحضرت شامل رحمت امپراطور اعظم افخم کل ممالک روسیه فرستاد و شایان و شوکت پادشاه والاجاه صاحب قدرت چنان است که بعد از آن که از این طرف باین سیاق عذر و درخواست بعمل آید، از آن طرف بهر جهه از جهات عفو و گذشت شاهانه شامل شود، ولکن مع هذه المراتب معلوم است که امنای این دولت برای رفع بدنامی و حفظ نظام مملکت آنچه لازمه اهتمام است در تعزیر و تأدیب مرتکب و مفسد بعمل خواهند آورد، و یکی در باب مأموریت عالیجاه جنرال رالقروکی که بحسن اخلاق و فرط اخلاص مرغوب و معروف است و فرستادن توپ‌های عباسیه زایدالوصف، از آن جناب خوشنود هستیم و از تعارف و مهربانی که نسبت بفرزندی و همراهان او نموده کمال رضامندی داریم. ان شاءالله عن قریب منتظر وصول اخبار شمول عواطف و الطاف اعلی حضرت امپراطور درباره او می‌باشیم. دوازده عراده توپ ارمغانی اعلی حضرت معظم الیه هم البته در اقرب ازمان بوفور اهتمامات آن جناب خواهد رسید، بل که امید عاطفت‌های کلی در حق خود داریم که بر همه عالم ظاهر شود، خصوصاً در حضرت بلند مرتبت شاهنشاه جم ایران روحنا فداه از این رهگذر سربلندی و روسفیدی کامل بفضل الله تعالی نمائیم.
احمد شاملو : باغ آینه
لوحِ گور
نه در رفتن حرکت بود
عطار نیشابوری : باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن
شماره ۱۷ - تقدیر چو سابق است تعلیم چه سود
تقدیر چو سابق است تعلیم چه سود
سعیدا : غزلیات
شماره ۴۷۱ - به چوگانش اگر سر گو نمی کردم چه می کردم
به چوگانش اگر سر گو نمی کردم چه می کردم
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۱۵۸ - نگارا بر من مسکین نظر کن
نگارا بر من مسکین نظر کن
مجد همگر : غزلیات
شماره ۴۴ - شکرش در سخن گهر ریزد
شکرش در سخن گهر ریزد
حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۴۳ - در مذمّت گرما
در جهنمکده هند که از تاب هوا
رشیدالدین میبدی : ۲۳- سورة المؤمنون- مکیّة
۴ - النوبة الثانیة
قوله: «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» اى ادفع بالخصلة الّتى هى احسن الخصال و هى الحلم و الصفح و الاغضاء عن جهلهم، و الصّبر على اذاهم، و قوله: «السَّیِّئَةَ» یعنى اذا هم ایّاک و تکذیبهم لک. نزول این آیت پیش از آن بود که فرمان آمد بقتال، رب العزّه مصطفى را بعفو و صفح فرمود گفت آن سخن بدو کرد بد ایشان را بحلم و صفح خویش دفع و بر اذى و تکذیب ایشان صبر کن، «وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِیلًا»، و بر وىّ نیکو ازیشان فرا بر، پس این آیت منسوخ شد بآیت قتال. و گفته‏اند معنى آنست که عظهم برفق و لین و لا تعظهم بشدّة و عنف. اى محمد ایشان را که دعوت کنى و پند دهى برفق و لطف و آسانى دعوت کن و پند ده نه بسختى و درشتى چنان که جایى دیگر گفت: «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ» الآیة. و موسى کلیم را در دعوت فرعون همین فرمود: «فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیِّناً»، و قیل الّتى هى احسن، لا اله الّا اللَّه، و السیئة، الشرک. «نَحْنُ أَعْلَمُ بِما یَصِفُونَ» اى یقولون من الشرک، فنجزیهم ما یستحقون.
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۱۰ - در معذرت صاحب
ای بر عقاب کرده تقدم ثواب را
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۰۴ - آن که در عشق سزاوار سر دار نشد
آن که در عشق سزاوار سر دار نشد
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۲ - چون رنجه شود خوی تو از همسری ما
چون رنجه شود خوی تو از همسری ما