سعیدا : غزلیات
شماره ۴۸۲ - به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم
به گرد کوی جانان های های ساکنی دارم
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۱۷۸ - چو زاهد در دماغم شوری از وسواس پیچیده ست
چو زاهد در دماغم شوری از وسواس پیچیده ست
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۴۹۸ - الوصف الذی للخلق
دگر وصفی که للخلق است خود آن
ترکی شیرازی : فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها
شمارهٔ ۸۶ - بنده عشق
خوشا عشق و خوشا دارندهٔ عشق
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۸۴ - مهی که از غم عشقش دلم پر ازخونست
مهی که از غم عشقش دلم پر ازخونست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۳۸ - در راه یقین مرد درنگی هیچست
در راه یقین مرد درنگی هیچست
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۱۲۴ - باب السین السابقه
کنند از سابقه اهل گواهی
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۵۸۰ - شب قدر است این یا صبح نوروز
شب قدر است این یا صبح نوروز
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۱۲ - با قبای آل چون برقی بمیدان تاختی
با قبای آل چون برقی بمیدان تاختی
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۴۹ - گر شوم خاک ره و سبزه دمد از گل من
گر شوم خاک ره و سبزه دمد از گل من
وحیدالزمان قزوینی : شهرآشوب کوچک
بخش ۱۶ - صفت کلّه پز
گر حرف ز کلّه پز کنم سر
رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف‏
۸ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ إِلى‏ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً الایة خداوند عالم، کردگار جهان، و دیّان مهربان، جل جلاله و تقدست اسماؤه، درین آیات صالح پیغامبر را برادر ثمود خواند. معلوم است که این برادرى از روى صورت و نسبت است، نه از روى دین و دیانت و موافقت، و همچنین در حق پیغمبران گفت: أَخاهُمْ هُوداً، أَخاهُمْ شُعَیْباً، أَخُوهُمْ لُوطٌ، أَخُوهُمْ نُوحٌ. چون از روى نسبت بود این برادرى لا جرم در قیامت بگسلد، و آن را هیچ اثر نماند، که اللَّه میگوید، جل جلاله: فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ، و گفت: یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ. باز مؤمنان را برادر یکدیگر خواند، گفت: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ، فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً، و این برادرى از روى دیانت و موافقت است، نه از روى نسبت، لا جرم فردا در قیامت بیفزاید و بپیوندد، چنان که اللَّه گفت سبحانه و تعالى: إِخْواناً عَلى‏ سُرُرٍ مُتَقابِلِینَ.
بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۹۳ - تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد
تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۰۴ - جان ز جانان دریغ دارم نه
جان ز جانان دریغ دارم نه
بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۳۹ - بغایت تلخ گفتارست در می لعل میگونش
بغایت تلخ گفتارست در می لعل میگونش
بابافغانی : غزلیات
شماره ۸۵ - بیمار عشق را سر و برگ علاج نیست
بیمار عشق را سر و برگ علاج نیست
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۴۳ - در کوی تو از دست رقیبان گذرم نیست
در کوی تو از دست رقیبان گذرم نیست
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۶۳ - اگر نه صید کسی گشته مرغ نامه‌برم
اگر نه صید کسی گشته مرغ نامه‌برم
رشیدالدین وطواط : ترکیبات
شمارهٔ ۲ - نیز در مدح ملک اتسز گوید
ملک بهار گشت مقرر بنام گل
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۰۰ - تا ما نظر از اهل نظر یافته ایم
تا ما نظر از اهل نظر یافته ایم