خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق بیپایان، وفاداری خالص، رهایی از قید و بندهای دنیوی، و ارزش ذاتی وجود انسان میپردازد. شاعر از زبان عاشقی سخن میگوید که درد عشق را علاجناپذیر میداند و بر بینیازی از آزمونهای دنیوی تأکید میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند آزادی، فداکاری، و پذیرش سرنوشت اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند رهایی از قید و بندها یا پذیرش درد عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا ناملموس باشد.
شماره ۸۵ - بیمار عشق را سر و برگ علاج نیست
بیمار عشق را سر و برگ علاج نیست
گفتم چنانکه هست حکایت مزاج نیست ۱
این دل که در عیار وفا نقد خالصست
بر سنگ امتحان زدنش احتیاج نیست ۲
جامی که هر شکسته ازان لعل پاره ییست
در دست و پا چرا فگنندش زجاج نیست ۳
در ذات خویش هستی پروانه هم خوشست
هست اینقدر که در بر شمعش رواج نیست ۴
گویند ترک تاج کن و دردسر مکش
جایی که ترک سر نبود ترک تاج نیست ۵
این قید هستی تو فغانی بلای تست
بشکن قفس که بر آزاده باج نیست ۶
گفتم چنانکه هست حکایت مزاج نیست ۱
این دل که در عیار وفا نقد خالصست
بر سنگ امتحان زدنش احتیاج نیست ۲
جامی که هر شکسته ازان لعل پاره ییست
در دست و پا چرا فگنندش زجاج نیست ۳
در ذات خویش هستی پروانه هم خوشست
هست اینقدر که در بر شمعش رواج نیست ۴
گویند ترک تاج کن و دردسر مکش
جایی که ترک سر نبود ترک تاج نیست ۵
این قید هستی تو فغانی بلای تست
بشکن قفس که بر آزاده باج نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴ - مجنون راه عشقم و دل هادی منست
گوهر بعدی:شماره ۸۶ - این همه شکل خوش دلکش که در گلزار هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.