خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دل پاک خود میگوید که به جای سیاه و سهمناک رفته و از گل و ابر میخواهد که بر سر خاکش بگریند و نخندند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۴۵ - جانا رفتم بر دل پاکم بگری
جانا رفتم بر دل پاکم بگری
بر جای سیاه سهمناکم بگری ۱
ای گل! چو شدم به خاک، تو نیز مخند
وی ابر بسی بر سر خاکم بگری ۲
بر جای سیاه سهمناکم بگری ۱
ای گل! چو شدم به خاک، تو نیز مخند
وی ابر بسی بر سر خاکم بگری ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - روزی که ز خاک من برون آید خار
بعدی:باب بیست و ششم: در صفت گریستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.