خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر اندوه و ناامیدی است، جایی که گوینده از روزی میگوید که حتی خار نیز از خاک او میروید و گلبرگ چهرهاش مانند خاک راه بیارزش میشود. او از دیگران میخواهد که بر سر خاکش بگریند و بپرسند که آن همه تلاش و کار به کجا رسید.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی یا تأثیرات عاطفی نامناسب شود.
شماره ۴۴ - روزی که ز خاک من برون آید خار
روزی که ز خاک من برون آید خار
گلبرگ رخم چو خاک ره گردد خوار ۱
بگری بگری بر سر خاک من زار
گو ای همه خاک گشته کو آن همه کار ۲
گلبرگ رخم چو خاک ره گردد خوار ۱
بگری بگری بر سر خاک من زار
گو ای همه خاک گشته کو آن همه کار ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - گل خندان شد ز گریهٔ ابر بهار
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - جانا رفتم بر دل پاکم بگری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.