انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۳۰ - در طلب حضور دوستی گوید
ندارد مجلس ما بیتو نوری کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۵۷ - آمد بر من چو بر کفم زر پنداشت
آمد بر من چو بر کفم زر پنداشت فردوسی : داستان رستم و اسفندیار
بخش ۱ - آغاز داستان
کنون خورد باید می خوشگوار آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۴۱۳ - فردا که شهیدان تو در حشر بیارند
فردا که شهیدان تو در حشر بیارند ملا احمد نراقی : باب چهارم
خوردن مال حرام
صفت ششم: مال حرام خوردن و از آن اجتناب نکردن است و آن از نتایج حب دنیا و حرص بر آن است و از اشد مهلکات، و اعظم موانع وصول به سعادات است بیشتر کسانی که به هلاکت رسیده اند سببش آن بوده و اکثر مردم که از فیوضات و سعادات محروم مانده اند به واسطه آن شدی سدی از این محکم تر در راه توفیق نیست و پرده ای از این مانع تر بر چهره تایید نه و کسی که تأمل کند می داند که خوردن حرام، اعظم حجابی است بندگان را از وصول به درجه ابرار و قوی تر مانعی است از اتصال به عالم انوار سراچه عالم را از آن تیرگی و ظلمت و خباثت و غفلت حاصل، و نفس انسانی به واسطه آن به اسفل درکات هلاکت و ضلالت واصل می گردد «و هو الذی انساها عهود الحمی و هو الذی أهواها فی مهاوی الضلاله و الردی» یعنی «عهد پروردگار به واسطه آن فراموش، و در چاههای گمراهی و سرگردانی با شیاطین به سبب آن هم آغوش». ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۹۹ - آن به که جهان را به دل شاد خوری
آن به که جهان را به دل شاد خوری کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۵۱ - در کار جهان کسی که اندیشه کند
در کار جهان کسی که اندیشه کند حافظ : غزلیات
غزل ۲۰۸ - خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۳۹ - طالع سعدی و کوکب کندم مسعودی
طالع سعدی و کوکب کندم مسعودی وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۶۶ - المنةلله که شب هجر سر آمد
المنةلله که شب هجر سر آمد فردوسی : جمشید
بخش ۳ - چو ابلیس پیوسته دید آن سخن
چو ابلیس پیوسته دید آن سخن فردوسی : فریدون
بخش ۷ - فرستادهٔ سلم چون گشت باز
فرستادهٔ سلم چون گشت باز انوری : رباعیات
رباعی ۳۵۱ - جانا لبم از شراب غم خشک مکن
جانا لبم از شراب غم خشک مکن نهج البلاغه : خطبه ها
سخنرانی در عيد قربان
و من خطبة له عليهالسلام و هي في التزهيد في الدنيا اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۳۸ - العبودیة
آن کس که به بندگی قرارش باشد فردوسی : آغاز کتاب
بخش ۱۱ - در داستان ابومنصور
بدین نامه چون دست کردم دراز فردوسی : طهمورث
طهمورث
پسر بد مراو را یکی هوشمند عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۱۸ - ای شب تو طریقِ زلفِ جانان داری
ای شب تو طریقِ زلفِ جانان داری سعیدا : غزلیات
شماره ۲۵۰ - ذکر تو هوش [و] فکر تو از خویش می برد
ذکر تو هوش [و] فکر تو از خویش می برد نهج البلاغه : خطبه ها
تشویق به عمل نیکو
و من خطبة له عليهالسلام في الحث على العمل الصالح
شمارهٔ ۴۳۰ - در طلب حضور دوستی گوید
ندارد مجلس ما بیتو نوری کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۵۷ - آمد بر من چو بر کفم زر پنداشت
آمد بر من چو بر کفم زر پنداشت فردوسی : داستان رستم و اسفندیار
بخش ۱ - آغاز داستان
کنون خورد باید می خوشگوار آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۴۱۳ - فردا که شهیدان تو در حشر بیارند
فردا که شهیدان تو در حشر بیارند ملا احمد نراقی : باب چهارم
خوردن مال حرام
صفت ششم: مال حرام خوردن و از آن اجتناب نکردن است و آن از نتایج حب دنیا و حرص بر آن است و از اشد مهلکات، و اعظم موانع وصول به سعادات است بیشتر کسانی که به هلاکت رسیده اند سببش آن بوده و اکثر مردم که از فیوضات و سعادات محروم مانده اند به واسطه آن شدی سدی از این محکم تر در راه توفیق نیست و پرده ای از این مانع تر بر چهره تایید نه و کسی که تأمل کند می داند که خوردن حرام، اعظم حجابی است بندگان را از وصول به درجه ابرار و قوی تر مانعی است از اتصال به عالم انوار سراچه عالم را از آن تیرگی و ظلمت و خباثت و غفلت حاصل، و نفس انسانی به واسطه آن به اسفل درکات هلاکت و ضلالت واصل می گردد «و هو الذی انساها عهود الحمی و هو الذی أهواها فی مهاوی الضلاله و الردی» یعنی «عهد پروردگار به واسطه آن فراموش، و در چاههای گمراهی و سرگردانی با شیاطین به سبب آن هم آغوش». ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۹۹ - آن به که جهان را به دل شاد خوری
آن به که جهان را به دل شاد خوری کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۵۱ - در کار جهان کسی که اندیشه کند
در کار جهان کسی که اندیشه کند حافظ : غزلیات
غزل ۲۰۸ - خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۳۹ - طالع سعدی و کوکب کندم مسعودی
طالع سعدی و کوکب کندم مسعودی وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۶۶ - المنةلله که شب هجر سر آمد
المنةلله که شب هجر سر آمد فردوسی : جمشید
بخش ۳ - چو ابلیس پیوسته دید آن سخن
چو ابلیس پیوسته دید آن سخن فردوسی : فریدون
بخش ۷ - فرستادهٔ سلم چون گشت باز
فرستادهٔ سلم چون گشت باز انوری : رباعیات
رباعی ۳۵۱ - جانا لبم از شراب غم خشک مکن
جانا لبم از شراب غم خشک مکن نهج البلاغه : خطبه ها
سخنرانی در عيد قربان
و من خطبة له عليهالسلام و هي في التزهيد في الدنيا اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۳۸ - العبودیة
آن کس که به بندگی قرارش باشد فردوسی : آغاز کتاب
بخش ۱۱ - در داستان ابومنصور
بدین نامه چون دست کردم دراز فردوسی : طهمورث
طهمورث
پسر بد مراو را یکی هوشمند عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۱۸ - ای شب تو طریقِ زلفِ جانان داری
ای شب تو طریقِ زلفِ جانان داری سعیدا : غزلیات
شماره ۲۵۰ - ذکر تو هوش [و] فکر تو از خویش می برد
ذکر تو هوش [و] فکر تو از خویش می برد نهج البلاغه : خطبه ها
تشویق به عمل نیکو
و من خطبة له عليهالسلام في الحث على العمل الصالح