خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از حافظ، شاعر بزرگ فارسی، بیانگر مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است. در این شعر، حافظ به موضوعاتی مانند عدالت، مروت، عشق، محبت، دولت، همت، طهارت و ادب اشاره میکند. او تأکید میکند که بدون این ارزشها، زندگی معنایی ندارد و انسان نمیتواند به سعادت برسد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. بنابراین، مناسب برای نوجوانان و بزرگسالان است که میتوانند به درک بهتری از این مفاهیم برسند.
غزل ۲۰۸ - خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود ۱
ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی
آنچه در مذهب ارباب طریقت نبود ۲
خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق
تیره آن دل که در او شمع محبت نبود ۳
دولت از مرغ همایون طلب و سایه ی او
زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود ۴
گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن
شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود ۵
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست
نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود ۶
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه
هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود ۷
گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود ۱
ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی
آنچه در مذهب ارباب طریقت نبود ۲
خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق
تیره آن دل که در او شمع محبت نبود ۳
دولت از مرغ همایون طلب و سایه ی او
زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود ۴
گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن
شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود ۵
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست
نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود ۶
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه
هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۷ - یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
گوهر بعدی:غزل ۲۰۹ - قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.