خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر حافظ بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و فلسفی است. شاعر از عشق و فراق سخن می‌گوید و از درد دوری از معشوق شکایت می‌کند. او از ناپایداری دنیا و بی‌عدالتی‌های آن نیز گلایه می‌کند. در نهایت، شاعر به ناتوانی عقل در حل مسائل عشق و تقدیر اشاره می‌کند.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر و ناپایداری دنیا ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۰۷ - یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود ۱

راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود ۲

دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد
عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود ۳

آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود ۴

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود ۵

دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم
خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود ۶

بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مسئله لایعقل بود ۷

راستی خاتم فیروزه ی بواسحاقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود ۸

دیدی آن قهقهه ی کبک خرامان حافظ
که ز سرپنجه ی شاهین قضا غافل بود ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۶ - پیش از اینت بیش از این اندیشه ی عشاق بود
گوهر بعدی:غزل ۲۰۸ - خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.