وفایی مهابادی : غزلیات
شماره ۸ - حلقه چون زد در دی زلفان رخ جانان را
حلقه چون زد در دی زلفان رخ جانان را
یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۷۲ - حکایت سگ بخشعلی نام جندقی
بخشعلی نام از اهالی جندق سگی داشت و سگ را به مقتضای سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد با بخشعلی نام فرط علاقه بود. شبی به ضرورت خداوند سگ را هنگامی که حارس شب همت برپاس انصراف داشت سفری پیش آمد، بامدادان که سگ مردم پرست دامان خداند خود را در دست نیافت، آسیمه سر چون آهوی یوز از قفا و چون یوز آهو در جلو، پائی از بقعه بیرون گذارده بر لب دیوار مصلی خارج قلعه نشست و دیده مراقبت بر جمیع طرق و شوارع بست. مگر از شهود بخشعلی اثری و از گمشده خویش خبری یابد. مثلا قافله به سمت دامغان می رفت بدین امید که صاحب او در میان کاروان باشد لابه کنان دو سه فرسنگی از قفای قافله می دوید و چون از بخشعلی نشانی نمی یافت باز بر میگردید، به دیوار مصلی نرسیده گروه دیگر به صوب یزد رخت بر راحله نهاده بودند، باز امیدش قلاده کشان پی ایشان می کشید از مطلوب اثر نیافته باز می گشت و قس علی هذا.
مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۴۱ - مرا خواندی ز در تو جستی از بام
مرا خواندی زِ دَر تو جَستی از بام
رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۶۱ - روزم سیاه شد ز نگاه کلاه دوز
روزم سیاه شد ز نگاه کلاه دوز
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۴ - عقل است کسی که شه برد فرمانش
عقل است کسی که شه برد فرمانش
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٠٣ - ایدل اگر روزی دو سه دنیا نباشد بر مراد
ایدل اگر روزی دو سه دنیا نباشد بر مراد
امیر پازواری : دوبیتی‌ها
شماره ۱۳۰ - اندی خشه روز هوا بییمو بارون
اندی خشه روز هوا بییمو بارون
اسیری لاهیجی : ملحقات
شماره ۶ - هرکس که در حریم وصال تو محرم است
هرکس که در حریم وصال تو محرم است
نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۶۳ - شمشیر تو چشمه ی حیات است
شمشیر تو چشمه ی حیات است
نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۹۳ - ای ز نور تو چشم جان روشن
ای ز نور تو چشم جان روشن
اسیری لاهیجی : ملحقات
شماره ۳۶ - عمری بامید آنکه رویت بینم
عمری بامید آنکه رویت بینم
بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۷۶ - ترک من چون لاله برگ عیش در صحرا کشید
ترک من چون لاله برگ عیش در صحرا کشید
سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۲۷ - گر دشمنی ای نگار و گر با من دوست
گر دشمنی ای نگار و گر با من دوست
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۲۱ - بدخوی در دستِ دشمنی گرفتار است که هر کجا رود از چنگِ عقوبتِ او خلاص نیابد
بدخوی در دستِ دشمنی گرفتار است که هر کجا رود از چنگِ عقوبتِ او خلاص نیابد.
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۳۶۵ - پرتو حسن تو هرجا شد نقاب افکن در آب
پرتو حسن تو هرجا شد نقاب افکن در آب
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۲۹ - چشمان خمار و روی رخشان داری
چشمان خمار و روی رخشان داری
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۳۶۱ - آن ماه برای کس نمی‌آید
آن ماه برای کس نمی‌آید
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۱۵ - بر عجز دشمن رحمت مکن که اگر قادر شود بر تو نبخشاید
بر عجز دشمن رحمت مکن که اگر قادر شود بر تو نبخشاید.
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۳۱۸ - ادامه ی جنگ بی حضور قارن به مدت یک هفته
دل سلم از آن داستان شد دژم
فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۹۴ - ماییم جدا از تو به غم ساخته‌ای چند
ماییم جدا از تو به غم ساخته‌ای چند