خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که معشوق را به زیبایی و لطف توصیف می‌کند و از او می‌خواهد تا با حضور خود جهان را نورانی و معطر کند. شاعر از وصل معشوق و تأثیر آن بر جان خود سخن می‌گوید و از زیبایی‌های ظاهری و معنوی معشوق تمجید می‌نماید.

متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و وصل ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۶۲ - برآ به بام و رخت همچو شمع خاور کن

برآ به بام و رخت همچو شمع خاور کن
ز آفتاب رخت عالمی منوّر کن ۱

ز حلقه ی دهنت چرخ حلقه در گوشست
بیا به لطف و فصاحت جهان مسخّر کن ۲

شبی به کلبه احزان ما درآی از لطف
دماغ جان من از لطف خود معنبر کن ۳

تو شمع مجلس انسی به عنبر آکنده
ز وصل خویش شبستان ما معطّر کن ۴

به دور لعل لبت آب زندگانی چیست
بگو به کوی تو بنشین و خاک بر سر کن ۵

دلا اگر شبکی وصل دوست می طلبی
ز دیده اشک چو سیماب و روی چون زر کن ۶

اگر تو خسرو عشقی به دور دلبر ما
مجوی جز لب شیرین و ترک شکّر کن ۷

ز جور لشگر حسنت بیان کنم شرحی
تو شاه کشور حسنی ز بنده باور کن ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۶۱ - این خراب آباد دل معمور کن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶۳ - تا به کی این در زنم در باز کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.