خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر در این متن از عشق و وصال معشوق می‌گوید و از درد دوری و بی‌وفایی شکایت می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که برای لحظه‌ای به او روی خوش نشان دهد و بعد از آن هرگونه که می‌خواهد با او رفتار کند. شاعر همچنین از دل خود می‌خواهد که از معشوق دل بکند و از چشم‌های بخت خود می‌خواهد که اگر شبکور نیستند، راه وصال را ببینند.

این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت می‌شود.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۶۳ - تا به کی این در زنم در باز کن

تا به کی این در زنم در باز کن
با وصالت یک دمم دمساز کن ۱

یک زمان بنوازم ای جان از وصال
بعد ازین چندانکه خواهی ناز کن ۲

چون ببست او راه وصلش را به ما
ای دل مسکین ز او خو باز کن ۳

گرچه چون دف هر دمم دستی زنی
چنگ جانم را دمی درساز کن ۴

گر توانی گفت حالت با صبا
یک زمانش محرم این راز کن ۵

ای دو چشم بخت من اندر جهان
گر نه شبکوری دو دیده باز کن ۶

گر ببینی بر سر راهش دمی
قصّه عشق مرا آغاز کن ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۶۲ - برآ به بام و رخت همچو شمع خاور کن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶۴ - مه رویت درخشان کن دو زلفت را پریشان کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.