خلاصه و ردهبندی سنی
16+
غازی بکمند موهای شهریرا را بست و با نگاهش مردم را آزرد. او که دید مردم آزرده و بستهاند، به غاری پناه برد. شاعر از دیوانهدلی شوریده و مست خود سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند 'دیوانه' و 'مست' ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای سنین پایینتر داشته باشد.
شماره ۲۹ - غازی بکمند زلف شهریرا بست
غازی بکمند زلف شهریرا بست
آنگه بسنان غمزه خلقی را خست ۱
دیوانه دلی دارم شوریده و مست
کان خسته و بسته دید و در غاری جست ۲
آنگه بسنان غمزه خلقی را خست ۱
دیوانه دلی دارم شوریده و مست
کان خسته و بسته دید و در غاری جست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - از خنده مغاله چون فتد در رخ یار
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - اندر پیت ای دو دیده مستی رندند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.