عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی ۱۲ - وصل تو دوایی است که بیمارش نیست
وصل تو دوایی است که بیمارش نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۶۱ - می زند ناخن به دل خار سر دیوار تو
می زند ناخن به دل خار سر دیوار تو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۰۲ - رخساره ترا ز عرق دیده بان بس است
رخساره ترا ز عرق دیده بان بس است رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۱۴ - عشقی بتازه باز گریبان گرفته است
عشقی بتازه باز گریبان گرفته است وحشی بافقی : مثنویات
در هجو کیدی
هله کیدی غلام ناقابل رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۲۸ - نیز در مدح اتسز گوید
مظفرا، ملکا، روزگار چاکر تست سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۰۸ - چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۲ - روز و شب چون غافلی از روز و شب
روز و شب چون غافلی از روز و شب صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۷۷۶ - ز رفتگان ره دشوار مرگ شد آسان
ز رفتگان ره دشوار مرگ شد آسان اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۴۶۵ - مستم از بادهٔ مهر تو، مرا مست مهل
مستم از بادهٔ مهر تو، مرا مست مهل ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۷۹ - اتی الربیع قیل الهموم بالنغماتی
اتی الربیع قیل الهموم بالنغماتی صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۰ - شیوه چشم کبود از چشم ها دلکشترست
شیوه چشم کبود از چشم ها دلکشترست رشیدالدین میبدی : ۱۰- سورة یونس - مکیة
۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ اى یحملکم على السّیر و یجعلکم قادرین على قطع المسافات فِی الْبَرِّ بالازجل و الدّواب وَ الْبَحْرِ بالسّفن الجاریة فى البحار. البرّ: الارض الواسعة. و البحر: مستقرّ الماء. قرائت عبد اللَّه شامى ینشرکم بفتح یا و بنون و شین، من نشر ینشر هم چنان که جایى دیگر گفت وَ بَثَّ فِیها مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ باین قرائت معنى آنست که: شما را مىپراکند و میخیزاند و میرواند در دشت و در دریا. و فیه حجة على القدریة فى خلق الافعال لانّ السیر فعل متصرف فى الخیر و الشر لا محالة و اللَّه یسیّر کل سائر کما ترى، آن گه شرح فرادریا داد: حَتَّى إِذا کُنْتُمْ فِی الْفُلْکِ فلک هم واحد است و هم جمع بواحد مذکر است چنان که گفت: فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ و بجمع مؤنث است چنان که گفت: وَ الْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ وَ جَرَیْنَ بِهِمْ اى جرت السفن بمن رکبها فى البحر. مخاطبه با خبر گشت و عرب چنین کنند، و در قرآن از این باب هست. و قال الشّاعر: وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۵۹ - خوش صید غافلی به سر تیر آمدست
خوش صید غافلی به سر تیر آمدست سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۸۹ - موزه دوز
در نزاکت موزه دوز من ندارد کوتهی مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۳۱ - میدوید از هر طرف در جست و جو
میدَوید از هر طَرَف در جُست و جو حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۷۰ - عاشقان جان و دل خویش بدلدار دهید
عاشقان جان و دل خویش بدلدار دهید ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
گفتار پنجم در دین و آیین و صفت وجدان
هان بهارا مکوب آهن سرد صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۴۷ - خبرت هست که بی لعل تو ما خونجگریم
خبرت هست که بی لعل تو ما خونجگریم کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۳ - تا که برگرد سبزه لاله برست
تا که برگرد سبزه لاله برست
رباعی ۱۲ - وصل تو دوایی است که بیمارش نیست
وصل تو دوایی است که بیمارش نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۶۱ - می زند ناخن به دل خار سر دیوار تو
می زند ناخن به دل خار سر دیوار تو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۰۲ - رخساره ترا ز عرق دیده بان بس است
رخساره ترا ز عرق دیده بان بس است رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۱۴ - عشقی بتازه باز گریبان گرفته است
عشقی بتازه باز گریبان گرفته است وحشی بافقی : مثنویات
در هجو کیدی
هله کیدی غلام ناقابل رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۲۸ - نیز در مدح اتسز گوید
مظفرا، ملکا، روزگار چاکر تست سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۰۸ - چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۲ - روز و شب چون غافلی از روز و شب
روز و شب چون غافلی از روز و شب صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۷۷۶ - ز رفتگان ره دشوار مرگ شد آسان
ز رفتگان ره دشوار مرگ شد آسان اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۴۶۵ - مستم از بادهٔ مهر تو، مرا مست مهل
مستم از بادهٔ مهر تو، مرا مست مهل ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۷۹ - اتی الربیع قیل الهموم بالنغماتی
اتی الربیع قیل الهموم بالنغماتی صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۰ - شیوه چشم کبود از چشم ها دلکشترست
شیوه چشم کبود از چشم ها دلکشترست رشیدالدین میبدی : ۱۰- سورة یونس - مکیة
۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ اى یحملکم على السّیر و یجعلکم قادرین على قطع المسافات فِی الْبَرِّ بالازجل و الدّواب وَ الْبَحْرِ بالسّفن الجاریة فى البحار. البرّ: الارض الواسعة. و البحر: مستقرّ الماء. قرائت عبد اللَّه شامى ینشرکم بفتح یا و بنون و شین، من نشر ینشر هم چنان که جایى دیگر گفت وَ بَثَّ فِیها مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ باین قرائت معنى آنست که: شما را مىپراکند و میخیزاند و میرواند در دشت و در دریا. و فیه حجة على القدریة فى خلق الافعال لانّ السیر فعل متصرف فى الخیر و الشر لا محالة و اللَّه یسیّر کل سائر کما ترى، آن گه شرح فرادریا داد: حَتَّى إِذا کُنْتُمْ فِی الْفُلْکِ فلک هم واحد است و هم جمع بواحد مذکر است چنان که گفت: فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ و بجمع مؤنث است چنان که گفت: وَ الْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ وَ جَرَیْنَ بِهِمْ اى جرت السفن بمن رکبها فى البحر. مخاطبه با خبر گشت و عرب چنین کنند، و در قرآن از این باب هست. و قال الشّاعر: وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۵۹ - خوش صید غافلی به سر تیر آمدست
خوش صید غافلی به سر تیر آمدست سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۸۹ - موزه دوز
در نزاکت موزه دوز من ندارد کوتهی مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۳۱ - میدوید از هر طرف در جست و جو
میدَوید از هر طَرَف در جُست و جو حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۷۰ - عاشقان جان و دل خویش بدلدار دهید
عاشقان جان و دل خویش بدلدار دهید ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
گفتار پنجم در دین و آیین و صفت وجدان
هان بهارا مکوب آهن سرد صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۴۷ - خبرت هست که بی لعل تو ما خونجگریم
خبرت هست که بی لعل تو ما خونجگریم کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۳ - تا که برگرد سبزه لاله برست
تا که برگرد سبزه لاله برست