خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و تأثیرات آن بر زندگی و وجود انسان سخن می‌گوید. او عشق را به عنوان نیرویی قدرتمند توصیف می‌کند که بر خرد و تدبیر انسان غلبه می‌کند و حتی باعث تغییر سرنوشت و تسخیر دل‌ها می‌شود. شاعر همچنین به ناتوانی انسان در برابر عشق و احساساتی که از آن ناشی می‌شود اشاره می‌کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌تر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۵۹ - خوش صید غافلی به سر تیر آمدست

خوش صید غافلی به سر تیر آمدست
زه کن کمان ناز که نخجیر آمدست ۱

روزی به کار تیغ تو آید نگاه دار
این گردنی که در خم زنجیر آمدست ۲

کو عشق تا شوند همه معترف به عجز
اول خرد که از پی تدبیر آمدست ۳

عشقی که ما دو اسبه ازو می‌گریختیم
اینست کامدست و عنانگیر آمدست ۴

ملک دل مرا که سواری بس است عشق
با یکجهان سپاه به تسخیر آمدست ۵

در خاره کنده‌اند حریفان به حکم عشق
جویی که چند فرسخ از آن شیر آمدست ۶

بی لطفیی به حال تو دیدم که سوختم
وحشی بگو که از توچه تقصیر آمدست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸ - بازم زبان شکر به جنبش درآمدست
گوهر بعدی:غزل ۶۰ - ناتوان موری به پابوس سلیمان آمدست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.