خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید. شاعر از زلف پریشان و چهرهی گلگون معشوق تعریف میکند و از راز و رمزهای عشق و زیبایی سخن میراند. همچنین، شاعر از مفاهیمی مانند کفر و ایمان و تضاد بین شب و روز استفاده میکند تا زیبایی معشوق را توصیف کند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده مانند کفر و ایمان نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۰۸ - چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
طرف گلزار به زیر کله پنهان کردن ۱
زلف را شانه زدی باز چه رسم آوردی
کفر درهم شده را پردهٔ ایمان کردن ۲
ای گل باغ الاهی ز که آموختهای
دیدهها را به دو رخسار گلستان کردن ۳
خاک در دیدهٔ خورشید زدن تا کی ازین
دامن شب را از روز گریبان کردن ۴
طرف گلزار به زیر کله پنهان کردن ۱
زلف را شانه زدی باز چه رسم آوردی
کفر درهم شده را پردهٔ ایمان کردن ۲
ای گل باغ الاهی ز که آموختهای
دیدهها را به دو رخسار گلستان کردن ۳
خاک در دیدهٔ خورشید زدن تا کی ازین
دامن شب را از روز گریبان کردن ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۷ - نینی به ازین باید با دوست وفا کردن
گوهر بعدی:غزل ۳۰۹ - جانا ز لب آموز کنون بنده خریدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.