پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
این قطعه را برای سنگ مزار خودم سرودهام
اینکه خاک سیهش بالین است کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۳ - از دیدن من چشم تو شد زان سان سیر
از دیدن من چشم تو شد زان سان سیر غزالی : دیباچه و فهرست
فهرست کتاب
اما عنوان وی معرفت چهار چیز است و ارکان وی چهار معاملت است و هر رکنی را از وی ده اصل است. فضولی : غزلیات
شماره ۲۳۶ - در ره عشق بتانست رفیقم توفیق
در ره عشق بتانست رفیقم توفیق صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۲۷ - می نشاند آن دهان تنگ را در خون سخن
می نشاند آن دهان تنگ را در خون سخن سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۳۲ - پیر گشتیم ز غم یاد جوان ما را بس
پیر گشتیم ز غم یاد جوان ما را بس اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۱۱۳ - هر صاحب دل که او نه صاحب نظر است
هر صاحب دل که او نه صاحب نظر است مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۵۱ - تشنهٔ خویش کن، مده آبم
تشنهٔ خویش کُن، مَدِه آبم فریدون مشیری : تشنه طوفان
شعر غم انگیز
دو چشم خستهاش از اشک تر بود سعیدا : غزلیات
شماره ۴۰ - جلا می دهد سینه را اخگر ما
جلا می دهد سینه را اخگر ما ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۸۵ - چون خامه تو سیاه سازد جامه
چون خامه تو سیاه سازد جامه انوری : غزلیات
غزل ۲۴۰ - عاشقی چیست مبتلا بودن
عاشقی چیست مبتلا بودن سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۳۵۰ - اندر ره عشق دلبران صادق کو
اندر ره عشق دلبران صادق کو ملکالشعرای بهار : چهارپارهها
بنای یادگار
در دهر بزرگ یادگاری جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۰۲ - اشکم شده از درد روان از دیده
اشکم شده از درد روان از دیده سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۶۶ - آمد بهار و باغ شکفت از سرور ابر
آمد بهار و باغ شکفت از سرور ابر مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۷۵ - باز ترش شدی مگر یار دگر گزیدهیی
باز تُرُش شُدی مگر یارِ دِگَر گُزیدهیی ادیب الممالک : قصاید
شمارهٔ ۱۱۳ - چکامه
وقت خروش خروس و بانک مؤذن جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۲۹۳ - از تهمت خصم نیستم آسوده
از تهمت خصم نیستم آسوده رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۳۶ - النوبة الثانیة: قوله تعالى: فَإِذا قَضَیْتُمْ مَناسِکَکُمْ الآیة... سبب نزول این آیت آن بود که ع
قوله تعالى: فَإِذا قَضَیْتُمْ مَناسِکَکُمْ الآیة... سبب نزول این آیت آن بود که عرب چون از حج و مناسک فارغ مىشدند، هر کسى بر در کعبه بیستادى و مناقب و مآثر پدر خویش در گرفتى، این یکى گفتى پدرم مهمان دار بود و درویش نواز، و آن یکى گفتى پدرم مبارز بود و جنگها مردانه بکردمى، و گفتى چون خاندان ما بجوانمردى و نیکوکارى و سرافرازى هیچ خاندانى نیست، هر کسى بنوعى تفاخر میکرد، و مناقب اسلاف خود مىخواند، رب العالمین ایشان را از آن برگردانید و بذکر خود فرمود گفت: چنانک پدران خود را یاد مىکنید مرا یاد کنید و مرا ستائید، که آن همه نیکویى بپدران شما من کردم، و من خواستم، و من بر آن داشتم، پس شکر همه مراست، و منت مرا! «أنا و الملأ فى بناء عظیم اخلق فیعبد غیرى و انعم فیشکر غیرى» ابن عباس گفت معنى آیت آنست: که چون پدر ترا بدى میگویند و در حق وى ناسزا شنوى خشم گیرى و از آن فراهم آیى، چون که از مبتدعان و بى دینان در حق ما ناسزاها مىشنوى و گزافها مىبینى بدان خشم نگیرى، و چشم از آن برهم نهى، چنین مکن! فَاذْکُرُوا اللَّهَ کَذِکْرِکُمْ آباءَکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْراً یاد کرد اللَّه بخشم گرفتن در ناسزا که بحق وى میشنوى بیشتر کن از یاد کرد پدران بخشم گرفتن در بدایشان شنیدن. و هم ازین باب آنست آنچه رب العالمین گفت «لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» و به
این قطعه را برای سنگ مزار خودم سرودهام
اینکه خاک سیهش بالین است کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۷۳ - از دیدن من چشم تو شد زان سان سیر
از دیدن من چشم تو شد زان سان سیر غزالی : دیباچه و فهرست
فهرست کتاب
اما عنوان وی معرفت چهار چیز است و ارکان وی چهار معاملت است و هر رکنی را از وی ده اصل است. فضولی : غزلیات
شماره ۲۳۶ - در ره عشق بتانست رفیقم توفیق
در ره عشق بتانست رفیقم توفیق صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۲۷ - می نشاند آن دهان تنگ را در خون سخن
می نشاند آن دهان تنگ را در خون سخن سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۳۲ - پیر گشتیم ز غم یاد جوان ما را بس
پیر گشتیم ز غم یاد جوان ما را بس اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۱۱۳ - هر صاحب دل که او نه صاحب نظر است
هر صاحب دل که او نه صاحب نظر است مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۵۱ - تشنهٔ خویش کن، مده آبم
تشنهٔ خویش کُن، مَدِه آبم فریدون مشیری : تشنه طوفان
شعر غم انگیز
دو چشم خستهاش از اشک تر بود سعیدا : غزلیات
شماره ۴۰ - جلا می دهد سینه را اخگر ما
جلا می دهد سینه را اخگر ما ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۸۵ - چون خامه تو سیاه سازد جامه
چون خامه تو سیاه سازد جامه انوری : غزلیات
غزل ۲۴۰ - عاشقی چیست مبتلا بودن
عاشقی چیست مبتلا بودن سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۳۵۰ - اندر ره عشق دلبران صادق کو
اندر ره عشق دلبران صادق کو ملکالشعرای بهار : چهارپارهها
بنای یادگار
در دهر بزرگ یادگاری جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۰۲ - اشکم شده از درد روان از دیده
اشکم شده از درد روان از دیده سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۶۶ - آمد بهار و باغ شکفت از سرور ابر
آمد بهار و باغ شکفت از سرور ابر مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۷۵ - باز ترش شدی مگر یار دگر گزیدهیی
باز تُرُش شُدی مگر یارِ دِگَر گُزیدهیی ادیب الممالک : قصاید
شمارهٔ ۱۱۳ - چکامه
وقت خروش خروس و بانک مؤذن جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۲۹۳ - از تهمت خصم نیستم آسوده
از تهمت خصم نیستم آسوده رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۳۶ - النوبة الثانیة: قوله تعالى: فَإِذا قَضَیْتُمْ مَناسِکَکُمْ الآیة... سبب نزول این آیت آن بود که ع
قوله تعالى: فَإِذا قَضَیْتُمْ مَناسِکَکُمْ الآیة... سبب نزول این آیت آن بود که عرب چون از حج و مناسک فارغ مىشدند، هر کسى بر در کعبه بیستادى و مناقب و مآثر پدر خویش در گرفتى، این یکى گفتى پدرم مهمان دار بود و درویش نواز، و آن یکى گفتى پدرم مبارز بود و جنگها مردانه بکردمى، و گفتى چون خاندان ما بجوانمردى و نیکوکارى و سرافرازى هیچ خاندانى نیست، هر کسى بنوعى تفاخر میکرد، و مناقب اسلاف خود مىخواند، رب العالمین ایشان را از آن برگردانید و بذکر خود فرمود گفت: چنانک پدران خود را یاد مىکنید مرا یاد کنید و مرا ستائید، که آن همه نیکویى بپدران شما من کردم، و من خواستم، و من بر آن داشتم، پس شکر همه مراست، و منت مرا! «أنا و الملأ فى بناء عظیم اخلق فیعبد غیرى و انعم فیشکر غیرى» ابن عباس گفت معنى آیت آنست: که چون پدر ترا بدى میگویند و در حق وى ناسزا شنوى خشم گیرى و از آن فراهم آیى، چون که از مبتدعان و بى دینان در حق ما ناسزاها مىشنوى و گزافها مىبینى بدان خشم نگیرى، و چشم از آن برهم نهى، چنین مکن! فَاذْکُرُوا اللَّهَ کَذِکْرِکُمْ آباءَکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْراً یاد کرد اللَّه بخشم گرفتن در ناسزا که بحق وى میشنوى بیشتر کن از یاد کرد پدران بخشم گرفتن در بدایشان شنیدن. و هم ازین باب آنست آنچه رب العالمین گفت «لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» و به