جهان ملک خاتون : مقطعات
شماره ۱۱ - ای که از عدل تو در ملک جهان
ای که از عدل تو در ملک جهان
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۶۸ - هزاران بحر در دردانه دیدیم
هزاران بحر در دردانه دیدیم
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۴۴ - داری لب و دهانی شیرین ولی چه شیرین
داری لب و دهانی شیرین ولی چه شیرین
خاقانی : ترکیبات
شمارهٔ ۵ - در مدح ملک الوزراء مختار الدین
دوستی کو تا به جان دربستمی
جیحون یزدی : قصاید
شمارهٔ ۳۲ - وله
مرا ترکیست مشکین موی و نسرین بوی و سیمین بر
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۳۱ - کاری مکن که رو به در آسمان نهم
کاری مکن که رو به در آسمان نهم
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۶۴ - چون رخ به سراب آری ای مه به شراب اندر
چون رخ به سراب آری ای مه به شراب اندر
خیام : رباعیات
رباعی ۳۳ - در خواب بدم مرا خردمندی گفت
در خواب بدم مرا خردمندی گفت
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۳۶۳ - ای جان جهان، ساقی جان، رطل گران دار
ای جان جهان، ساقی جان، رطل گران دار
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۹۸ - ای مسیح وقت، تدبیری که آن خورشید را
ای مسیح وقت، تدبیری که آن خورشید را
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۱ - هر چند که صیت شعرم « ظ » آفاق شنفقت
هر چند که صیت شعرم « ظ » آفاق شنفقت
صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۷۵ - دل را نگاه گرم تو دیوانه می‌کند
دل را نگاه گرم تو دیوانه می‌کند
غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۵۹ - فواید عزلت
بدان که در عزلت شش فایده است:
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۲۱ - دل مقید به شکرزار هوس نیست مرا
دل مقید به شکرزار هوس نیست مرا
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۶۸ - به یادگار در دفتر یکی از دوستان نوشته شد
چه یادگار نوبسم من اندرین دفتر
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۰ - تن پرستی زیر دست خاک می سازد مرا
تن پرستی زیر دست خاک می سازد مرا
یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۱۳ - به میرزا جعفر از ری به سمنان نوشته است
فرزندی میرزا جعفر، سرکار والا نیرالدوله نگارشی سرسری از تو باز سپرد، جان رفته باز آمد و کار پریشان بساز. همین مایه که از یادت فراموش نیم به سپاسداری خاموش نخواهم زیست. اسمعیل این بارنامه در کار و پاس و تیمار داشت تو نگاشته بود که سینه به آرامش و جان به آسودگی انباشته شد. خدا را سپاس که از این اندیشه هم آزاد شدیم، نپندارم پس از این از او جز پاس و از تو جز سپاس روید. گزارش سرکار خان و بندگان میرزا هر دو این بار هر که آید گوش گزار خواهم کرد. هر دو در شمران به دویدن همگام آتش و بادند، و به مژده ای که هنوزش پایه و پی پیدا نیست خرم و شاد. در کیش پیر ساده دروغ رامش خیر به جای راست بی آسیب پذیرای دل و جان است و آرام بخش پیر و جوان، فرد:
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۱ - در ستایش شاهنشاه با داد و دین شاه ناصرالدین ‌ادام ا‌لله اقباله و اقام اجلاله فرماید
ای رخت خالق خورشید و لبت رازق جان
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۶۰ - وصف بهار و مدح ثقة الملک طاهر بن علی
رنگ طبعی به کار برده بهار
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۹ - گیرد شرار عبرت، از بی بقایی ما
گیرد شرار عبرت، از بی بقایی ما