خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عدالت و مهربانی معشوق در جهان سخن میگوید، اما از بیعدالتی و جفایی که در دل خود تجربه میکند شکایت دارد. او از دوری معشوق و مهربرداری او گلایه میکند و آرزو میکند که مانند گذشته مورد محبت قرار گیرد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی که در شعر وجود دارد، برای درک و ارتباط بهتر نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۱ - ای که از عدل تو در ملک جهان
ای که از عدل تو در ملک جهان
در میان میش و گرگ است آشتی ۱
این روا باشد که در ملک دلم
شحنه جور و جفا بگماشتی ۲
خود نمی گویی که از درج وصال
مهر مهر من چرا برداشتی ۳
شاد و خندان با وصال دیگری
در غم هجران مرا بگذاشتی ۴
عاقبت به زین توقع داشتم
آنچنان کاوّل مرا می داشتی ۵
در میان میش و گرگ است آشتی ۱
این روا باشد که در ملک دلم
شحنه جور و جفا بگماشتی ۲
خود نمی گویی که از درج وصال
مهر مهر من چرا برداشتی ۳
شاد و خندان با وصال دیگری
در غم هجران مرا بگذاشتی ۴
عاقبت به زین توقع داشتم
آنچنان کاوّل مرا می داشتی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - کدام لطف که در شأن ما نکرد ایزد
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - هرچند که بر جوی ندارم قدرت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.