خلاصه و ردهبندی سنی
12+
شاعر در این متن به لطفهای بیشمار خداوند اشاره میکند و اظهار میدارد که حتی با صد زبان نیز نمیتواند شکر این نعمتها را به جا آورد. او تأکید میکند که یاد خداوند همیشه در دلش حاضر است و بدون آن، احساس بیقراری میکند. همچنین، شاعر در هر کسی که مینگرد، لطف خدا را میبیند و مراد خود را در جستجوی او میداند.
مفاهیم عمیق عرفانی و شکرگزاری در این متن ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد، اما نوجوانان و بزرگسالان میتوانند بهخوبی با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۰ - کدام لطف که در شأن ما نکرد ایزد
کدام لطف که در شأن ما نکرد ایزد
به صد زبان نتوانم که شکر آن گویم ۱
اگر نه در دل من یاد او بود شب و روز
ز دل نفور شدم دست ازو فرو شویم ۲
به هرکه درنگرم لطف او همی بینم
مراد خویش همان به بود کزو جویم ۳
به صد زبان نتوانم که شکر آن گویم ۱
اگر نه در دل من یاد او بود شب و روز
ز دل نفور شدم دست ازو فرو شویم ۲
به هرکه درنگرم لطف او همی بینم
مراد خویش همان به بود کزو جویم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - دلبرا به زین توقّع بود بر الطاف تو
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - ای که از عدل تو در ملک جهان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.