خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه به تجربیات معنوی و شهودی شاعر اشاره دارد که در آن حقایق عالم را در نمادهای مختلف مانند درخت کون، آفتاب طلعت دوست، و میخانه مشاهده کرده است. شاعر از شکستن حجابهای دنیوی، رد تقلید، و وحدت وجود سخن میگوید و همه چیز را جلوهای از حقیقت واحد میبیند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۶۸ - هزاران بحر در دردانه دیدیم
هزاران بحر در دردانه دیدیم
درخت کون را در دانه دیدیم ۱
سحرگاهی بدان حضرت رسیدیم
بر آن در حاجب و دربان ندیدیم ۲
حجابات جهان درهم شکستیم
همه تقلید را افسانه دیدیم ۳
ظهور آفتاب طلعت دوست
میان کعبه و بت خانه دیدیم ۴
چو می خانه مقام شور و مستیست
سریر سلطنت می خانه دیدیم ۵
گذر کردیم بر کوی ملامت
همه عاشق، همه فرزانه دیدیم ۶
چو قاسم در جهان جان نظر کرد
یکی شمع و همه پروانه دیدیم ۷
درخت کون را در دانه دیدیم ۱
سحرگاهی بدان حضرت رسیدیم
بر آن در حاجب و دربان ندیدیم ۲
حجابات جهان درهم شکستیم
همه تقلید را افسانه دیدیم ۳
ظهور آفتاب طلعت دوست
میان کعبه و بت خانه دیدیم ۴
چو می خانه مقام شور و مستیست
سریر سلطنت می خانه دیدیم ۵
گذر کردیم بر کوی ملامت
همه عاشق، همه فرزانه دیدیم ۶
چو قاسم در جهان جان نظر کرد
یکی شمع و همه پروانه دیدیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۷ - در کعبه و بت خانه بجز یار ندیدیم
گوهر بعدی:شماره ۴۶۹ - جانا، بجز از تو کس نداریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.