خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به جستجوی معشوق در مکانهای مختلف مانند کعبه و بتخانه میپردازد، اما جز یار چیزی نمییابد. او از زیبایی بینظیر معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که هیچچیز قابلقیاس با او نیست. شاعر همچنین اشاره میکند که معشوق هر بار به شکلی جدید ظاهر میشود و هرگز مانند قبل دیده نمیشود.
متن دارای مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۴۶۷ - در کعبه و بت خانه بجز یار ندیدیم
در کعبه و بت خانه بجز یار ندیدیم
در گنج رسیدیم ولی مار ندیدیم ۱
دیدیم درین دیر کهن سال دل افروز
دیار بغیر از تو درین دار ندیدیم ۲
قرآن، که درو نیست خلافی بحقیقت
جز در نمط مختلف آثار ندیدیم ۳
مانند رخت یک گل رنگین طلبیدیم
انصاف که در خانه و بازار ندیدیم ۴
این گل که ببازار جهان حسن تو آورد
وردیست که در عرصه گلزار ندیدیم ۵
هر روز بشکلی دگرآیی بر مستان
هربار که دیدیم چو این بار ندیدیم ۶
هرجا که طلب کرد دل قاسم مسکین
مطلوب و طلب جمله بجز یار ندیدیم ۷
در گنج رسیدیم ولی مار ندیدیم ۱
دیدیم درین دیر کهن سال دل افروز
دیار بغیر از تو درین دار ندیدیم ۲
قرآن، که درو نیست خلافی بحقیقت
جز در نمط مختلف آثار ندیدیم ۳
مانند رخت یک گل رنگین طلبیدیم
انصاف که در خانه و بازار ندیدیم ۴
این گل که ببازار جهان حسن تو آورد
وردیست که در عرصه گلزار ندیدیم ۵
هر روز بشکلی دگرآیی بر مستان
هربار که دیدیم چو این بار ندیدیم ۶
هرجا که طلب کرد دل قاسم مسکین
مطلوب و طلب جمله بجز یار ندیدیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۶ - در دور رخت یک دل هشیار ندیدیم
گوهر بعدی:شماره ۴۶۸ - هزاران بحر در دردانه دیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.