خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر وابستگی و عشق عمیق شاعر به معشوق (که میتواند معشوق زمینی یا الهی باشد) است. شاعر خود را بیقرار و منتظر معشوق توصیف میکند و از عقل دنیوی فاصله گرفته، در عشق غرق شده است. در پایان، با پرسشی دربارهٔ مقصد نهایی، حس تسلیم و ایثار را نشان میدهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهٔ این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به دانش ادبی پایه دارند.
شماره ۴۶۹ - جانا، بجز از تو کس نداریم
جانا، بجز از تو کس نداریم
وز لطف تو بس امیدواریم ۱
ما بوی تو از ازل شنیدیم
تا روز ابد در انتظاریم ۲
گویند بما: شما چه قومید؟
قومی که ازو بسر نداریم ۳
با عقل معاد آشناییم
وز عقل معاش برکناریم ۴
در آرزوی وصال مستیم
در شیوه عشق بی قراریم ۵
گفتم که: خمارم ازمیت، گفت :
از بهر خمار تو خم آریم ۶
قاسم، بکجا رویم ازین در؟
به زان نبود که جان سپاریم؟ ۷
وز لطف تو بس امیدواریم ۱
ما بوی تو از ازل شنیدیم
تا روز ابد در انتظاریم ۲
گویند بما: شما چه قومید؟
قومی که ازو بسر نداریم ۳
با عقل معاد آشناییم
وز عقل معاش برکناریم ۴
در آرزوی وصال مستیم
در شیوه عشق بی قراریم ۵
گفتم که: خمارم ازمیت، گفت :
از بهر خمار تو خم آریم ۶
قاسم، بکجا رویم ازین در؟
به زان نبود که جان سپاریم؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۸ - هزاران بحر در دردانه دیدیم
گوهر بعدی:شماره ۴۷۰ - عمریست که سودای سر زلف تو داریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.