سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۲۰۶ - ای جور گرفته مذهب و کیش
ای جور گرفته مذهب و کیش ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۷۷ - از دولت مخدوم جهان و فر او
از دولت مخدوم جهان و فر او سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۸۰ - ایا نموده دهانت زلعل خندان در
ایا نموده دهانت زلعل خندان در صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۲۹ - از سوز عشق چون شمع راحت کجاست ما را؟
از سوز عشق چون شمع راحت کجاست ما را؟ واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۵۱ - غازه را آتش از آن چهره دگر در جان است
غازه را آتش از آن چهره دگر در جان است عطار نیشابوری : باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن
شماره ۲۰ - ای آنکه همیشه نفس خشنود کنی
ای آنکه همیشه نفس خشنود کنی ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۱۹ - مرا در سر همیگردد که سر در پایت افشانم
مرا در سر همیگردد که سر در پایت افشانم بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۲۰ - گاهی عتاب و گاه ترحم نموده یی
گاهی عتاب و گاه ترحم نموده یی حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۵۰ - نیست دل را هوس دل شکنی بهتر ازین
نیست دل را هوس دل شکنی بهتر ازین حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۷۴۷ - خنبِ من کوثرست و راحِ رحیق
خنبِ من کوثرست و راحِ رحیق سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۳۴۵ - ایا سلطان عشق تو نشسته برسریر دل
ایا سلطان عشق تو نشسته برسریر دل سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۲ - ای گلستان حسن ترا بنده عندلیب
ای گلستان حسن ترا بنده عندلیب سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
فیالعبودیّة
چند پرسی که بندگی چه بُوَد عطار نیشابوری : باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
شماره ۱۸ - دل خون شد و سررشتهٔ این راز نیافت
دل خون شد و سررشتهٔ این راز نیافت انوری : رباعیات
رباعی ۷۸ - چون آتش سودای تو جز دود نداشت
چون آتش سودای تو جز دود نداشت بلند اقبال : غزلیات
شماره ۱۸۹ - من نه آن مستم که باک از شحنه وشاهم بود
من نه آن مستم که باک از شحنه وشاهم بود کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۰ - یک روز فلک کار مرا ساز نداد
یک روز فلک کار مرا ساز نداد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۱۱ - علم صید است و قید کن محکم
علم صید است و قید کن محکم غزالی : عنوان اول - در شناختن نفس خویش
فصل هجدهم
چون شرف و عجز و بزرگی گوهر دل آدمی از این جمله بدانستی، بدان که این گوهر عزیز را به تو داده اند و آنگاه وی را بر تو بپوشیده اند چون طلب وی نکنی و وی را ضایع کنی و از وی غافل باشی، غبنی و خسرانی عظیم باشد جهل آن کن که دل خود را باز جویی و از میان مشغله دنیا بیرون آری و وی را به کمال خویش رسانی که شرف و عز وی در آن جهان پیدا خواهد شد که شادیی بیند بی اندوه و بقایی بی فنا و قدرتی بی عجز و معرفتی بی شبهت، و جمال حضرتی بی کدورت. ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۹۸ - یک سوزن و یک سنجاق بودند بسوزندان
یک سوزن و یک سنجاق بودند بسوزندان
غزل ۲۰۶ - ای جور گرفته مذهب و کیش
ای جور گرفته مذهب و کیش ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۷۷ - از دولت مخدوم جهان و فر او
از دولت مخدوم جهان و فر او سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۸۰ - ایا نموده دهانت زلعل خندان در
ایا نموده دهانت زلعل خندان در صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۲۹ - از سوز عشق چون شمع راحت کجاست ما را؟
از سوز عشق چون شمع راحت کجاست ما را؟ واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۵۱ - غازه را آتش از آن چهره دگر در جان است
غازه را آتش از آن چهره دگر در جان است عطار نیشابوری : باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن
شماره ۲۰ - ای آنکه همیشه نفس خشنود کنی
ای آنکه همیشه نفس خشنود کنی ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۱۹ - مرا در سر همیگردد که سر در پایت افشانم
مرا در سر همیگردد که سر در پایت افشانم بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۲۰ - گاهی عتاب و گاه ترحم نموده یی
گاهی عتاب و گاه ترحم نموده یی حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۵۰ - نیست دل را هوس دل شکنی بهتر ازین
نیست دل را هوس دل شکنی بهتر ازین حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۷۴۷ - خنبِ من کوثرست و راحِ رحیق
خنبِ من کوثرست و راحِ رحیق سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۳۴۵ - ایا سلطان عشق تو نشسته برسریر دل
ایا سلطان عشق تو نشسته برسریر دل سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۲ - ای گلستان حسن ترا بنده عندلیب
ای گلستان حسن ترا بنده عندلیب سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
فیالعبودیّة
چند پرسی که بندگی چه بُوَد عطار نیشابوری : باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
شماره ۱۸ - دل خون شد و سررشتهٔ این راز نیافت
دل خون شد و سررشتهٔ این راز نیافت انوری : رباعیات
رباعی ۷۸ - چون آتش سودای تو جز دود نداشت
چون آتش سودای تو جز دود نداشت بلند اقبال : غزلیات
شماره ۱۸۹ - من نه آن مستم که باک از شحنه وشاهم بود
من نه آن مستم که باک از شحنه وشاهم بود کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۰ - یک روز فلک کار مرا ساز نداد
یک روز فلک کار مرا ساز نداد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۱۱ - علم صید است و قید کن محکم
علم صید است و قید کن محکم غزالی : عنوان اول - در شناختن نفس خویش
فصل هجدهم
چون شرف و عجز و بزرگی گوهر دل آدمی از این جمله بدانستی، بدان که این گوهر عزیز را به تو داده اند و آنگاه وی را بر تو بپوشیده اند چون طلب وی نکنی و وی را ضایع کنی و از وی غافل باشی، غبنی و خسرانی عظیم باشد جهل آن کن که دل خود را باز جویی و از میان مشغله دنیا بیرون آری و وی را به کمال خویش رسانی که شرف و عز وی در آن جهان پیدا خواهد شد که شادیی بیند بی اندوه و بقایی بی فنا و قدرتی بی عجز و معرفتی بی شبهت، و جمال حضرتی بی کدورت. ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۹۸ - یک سوزن و یک سنجاق بودند بسوزندان
یک سوزن و یک سنجاق بودند بسوزندان