نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۴۷ - تو می رانی و خاطر با تو ذوق گفتگو دارد
تو می رانی و خاطر با تو ذوق گفتگو دارد
ادیب الممالک : مثنویات
شماره ۹ - ما را چه که باغ لاله دارد
ما را چه که باغ لاله دارد
وحدت کرمانشاهی : غزلیات
غزل ۱۵ - عشق به یک سو فکند پرده چو از روی ذات
عشق به یک سو فکند پرده چو از روی ذات
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۰۱ - لا الفجر بقینة و لا شرب مدام
لا الفجر بقینة و لا شرب مدام
قاآنی شیرازی : ترکیب‌بندها
شمارهٔ ۸ - در ستایش شاهزاده شجاع السلطنه حسنعلی میرزاگوید
سحر دیر مغان را در گشودند
مسعود سعد سلمان : غزلیات
شماره ۹ - ای گشته دل من به هوای تو گرفتار
ای گشته دل من به هوای تو گرفتار
مولوی : غزلیات
غزل ۲۰۴۲ - ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن
ای سنگْ دل تو جان را دریایِ پُرگُهر کُن
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۸۵ - شوخ چشمی خان و مان ما به یغما برد و رفت
شوخ چشمی خان و مان ما به یغما برد و رفت
اثیر اخسیکتی : قطعات
شماره ۱۳ - بواهبی که بر ارباب عقل و اهل یقین
بواهبی که بر ارباب عقل و اهل یقین
خیام : ذرات گردنده [۷۳-۵۷]
رباعی ۶۳
هر سبزه که بر کنار جویی رُسته‌است،
عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر شیخ ابوالحسن حصری رحمةالله علیه
آن عالم ربانی آن حاکم حکم روحانی آن قدوهٔ قافلهٔ عصمت آن نقطهٔ دایرهٔ حکمت آن محرم صاحب سری شیخ ابوالحسن حصری رحمةالله علیه شیخ عراق بود و لسان وقت و حالی تمام داشت و عبارتی رفیع بصری بود و به بغداد نشستی و صحبت شبلی داشتی و معبر عظیم بودی و در بغداد با اصحاب خود سماع کردی در پیش خلیفه او را غمز کردند که قومی بهم در شده‌‌اند و سرود می‌گویند و پای می‌کوبند و حالت می‌کنند و در سماع می‌نشینند مگر روزی خلیفه برنشسته بود در صحرا و حصری باصحاب شدند کسی خلیفه را گفت: آن مرد که دست می‌زد و پای می‌کوبد اینست خلیفه عنان بازکشید حصری را گفت: چه مذهب داری گفت مذهب بوحنیفه داشتم به مذهب شافعی باز آمدم و اکنون خود به چیزی مشغولم که از هیچ مذهبم خبر نیست گفت: آنچیست گفت: صوفی گفت: صوفی چه باشد گفت: آنکه از دوجهان بدون او به هیچ چیز نیارآمد و نیاساید گفت: آنکه دیگر گفت: آنکه کار خویش بدو بازگذارد که خداوند اوست تا خود به قضاء خویش تولی می‌کند گفت: دیگر حصری گفت: فما بعد الحق الاالضلال چون حق را یافتند به چیزی دیگر ننگرند خلیفه گفت: ایشان را مجنبانید که ایشان قومی بزرگ‌اند که حق تعالی را نیابت کار ایشان دارند.
نیر تبریزی : آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی)
بخش ۳۹ - عزیمت اهلبیت رسالت از شام بجانب کربلا
شد چو از زندان فرعونی ملول
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۰۸ - ایزد که جهان به قبضهٔ قدرت اوست
ایزد که جهان به قبضهٔ قدرت اوست
سیدای نسفی : مسمطات
شماره ۳۸ - هر که در غم صبر کرد ایوب می دانیم ما
هر که در غم صبر کرد ایوب می دانیم ما
سعیدا : رباعیات
شماره ۲۹ - زنهار مگو که واحد و رام یکی است
زنهار مگو که واحد و رام یکی است
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - غم عشقت نه همین قصد دل و جانم کرد
غم عشقت نه همین قصد دل و جانم کرد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۳۱ - دل عاشق کی از هر نسخه وصف الحال بگشاید؟
دل عاشق کی از هر نسخه وصف الحال بگشاید؟
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۰۵ - این درد مرا مگر دوایی برسد
این درد مرا مگر دوایی برسد
مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۸۰ - اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام
اَقْبَلَ السّاقی عَلَیْنا حامِلا کَاْسَ الْمُدامْ
جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۴۲ - تمنا کردن یوسف علیه السلام شبانی را به حکم آنکه هیچ پیغمبری نبوده است که شبانی نکرده است و مهیا ساختن زلیخا اسباب شبانی وی را
خوش آن بیدل که دولتیار گردد