خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و نالههای خود میگوید و امیدوار است که این نالهها به گوش کسی برسد که بتواند درد او را تسکین دهد. همچنین، او به این باور میرسد که از باغ گلستان محبوبش، هیچ گلی به دست بینوایان نمیرسد.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و نگاهی فلسفی به رابطههای انسانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۰۵ - این درد مرا مگر دوایی برسد
این درد مرا مگر دوایی برسد
وین ناله به گوش بینوایی برسد ۱
نی نی غلطم که از گلستان رخش
کی بوی گلی به بینوایی برسد ۲
وین ناله به گوش بینوایی برسد ۱
نی نی غلطم که از گلستان رخش
کی بوی گلی به بینوایی برسد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - دل تنگ مشو که جان به جانان برسد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - آن دوست که آرام دل ما باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.