این شعر بیانگر غم و ناامیدی شاعر از وضعیت خود و جامعه است. شاعر با بیتفاوتی به اتفاقات اطراف اشاره میکند و تأکید دارد که او و همفکرانش درگیر مشکلات عمیقتر و رنجهای طولانیمدت هستند. او خود را مانند پرندهای با بال شکسته توصیف میکند که از تقدیر ناراضی است و از فقدان امکانات اولیه زندگی رنج میبرد. شاعر همچنین به ضعف و ناتوانی خود در برابر سرنوشت اشاره میکند و از بخت بد خود شکایت دارد.
متن حاوی مضامین عمیق غم و ناامیدی و انتقاد اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری از زندگی دارد.
شماره ۹ - ما را چه که باغ لاله دارد
ما را چه که خسته ناله دارد ۱
ما را چه که گربه می کند تخم
ما را چه که گاو می زند شخم ۲
ما را چه که گوش خر دراز است
ما را چه که چشم گرگ باز است ۳
ما را چه که حمله می کند ببر
ما را چه که قطره بارد از ابر ۴
ما را چه که میش بره دارد
ما را چه که اسب کره دار ۵
ما را چه که بجنگ روس و ژاپن
یا حمله بالن و دراگن ۶
ما در غم خویش ناله داریم
کاندوه هزار ساله داریم ۷
هستیم چو مرغ پر شکسته
از تیر قضا نژند و خسته ۸
نه جفت و نه آب و دانه داریم
نه لانه و نه آشیانه داریم ۹
ما شکوه زبخت خویش داریم
زاری بدرون ریش داریم ۱۰
ما پشه دام عنکبوتیم
باد برهوت بر بروتیم ۱۱
پی توشه علم و مایه فن
افتاده بگرد بام و برزن ۱۲
پی خاصیت کمال و تقوی
از فضل و هنر کنیم دعوی ۱۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.