صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۰۵ - خار و خس را چرخ گل برسرفشاند بیشتر
خار و خس را چرخ گل برسرفشاند بیشتر
هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
- بدان اسعدک اللّه که مردمان را اندر معرفت خداوند تعالی و صحت علم بدو اختلاف است ب
بدان اسعدک اللّه که مردمان را اندر معرفت خداوند تعالی و صحت علم بدو اختلاف است بسیار. معتزله گویند که: «معرفت حق عقلی است و جز عاقل را بدو معرفت روا نباشد.» و باطل است این قول، به دیوانگانی که اندر دار اسلام‌اند که حکمشان حکم معرفت بود و به کودکانی که عاقل نباشند و حکمشان حکم ایمان بود. اگر معرفت به عقل بودی، ایشان را چون عقل نیست حکم معرفت نبودی و کافران را که عقل است حکم کفر و اگر عقل معرفت را علت بودی، بایستی تا هر که عاقل بودی عارف بودی و همه بی عقلان جاهلان بودندی و این مکابرهٔ عیان است.
فصیحی هروی : قطعات
شمارهٔ ۲۰ - مدح حسین‌خان شاملو
دی در بهار صبح درون آمد از درم
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۲۹۳ - روی تو کافتاب را ماند
روی تو کافتاب را ماند
شمس مغربی : غزلیات
شماره ۹۱ - دل از بند من بیدل رها شد
دل از بند من بیدل رها شد
ابوالحسن فراهانی : قطعات
شماره ۱۰ - حسبتالله به سست ای میر با من دوستی
حسبتالله به سست ای میر با من دوستی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۴۱ - از فکر زلف یار رهایی امید نیست
از فکر زلف یار رهایی امید نیست
فروغ فرخزاد : اسیر
شعلهٔ رمیده
می بندم این دو چشم پر آتش را
ابوعلی عثمانی : باب سوم
بخش ۹ - فنا و بقا
و از آن جمله فنا و بقا است. قوم اشارة کرده اند بفنا و گفته اند پاک شدن است از صفات نکوهیده و اشارة کرده اند ببقاء بتحصیل اوصاف ستوده و چون بنده ازین دو حال بیکی موصوف بود بهیچ حال ازین خالی نبود چون این اندر آید دیگر برود، متعاقب باشند بر یکدیگر هر که از اوصاف مذموم فانی گردد خصال محمود بر وی درآید و هر که خصلت مذموم بر وی غلبه گیرد از خصال محمود برهنه گردد. و بدانک آنچه بنده بر اوست افعال است و اخلاق و احوال، افعال تصرّفهای بنده بود باختیار بنده و اخلاق مطبوع بود ولکن بمعالجت بگردد. چنانک در عادت رفته است و احوال بر بنده در آید بر روی ابتدا ولکن صفای آن از پس اعمال پاکیزه بود و آن چون اخلاق بود ازین روی برای آنک چون بنده بخویهای نیکو رسد خویهای بد را نفی کرده باشد بجهد خویش و از خدای توفیق خواهد و یاری خواهد تا خوی او نیکو کند همچنین چون بر تزکیت اعمال خویش مواظبت نماید بجهد و طاقت خویش، خدای بر وی منّت نهد بصافی گردانیدن احوال و هرکی بپرهیزد از افعال نکوهیده بزبان شریعت ویرا گویند از شهوت خویش فانی گشت و چون فانی گردد از شهوت بنیّت و اخلاص، باقی گشت در بندگی خویش و هر کی بدل اندر دنیا زاهد گشت او را گویند از رغبت فانی گشت و چون از رغبت فانی گشت بانابت باقی شد و هر کی معالجت کند خوی خویش را و حسد و کین و بخل و خشم و تکبّر از دل خویش براند و این همه فعلها از رعونات نفس خیزد گویند از خویهای بد فانی گشت و چون ازین فانی گشت باقی گشت بصدق و فتوّت. و هرکه بدید کی تصرّف و احکام بقدرت اوست گویند از گردش زمانه فانی گشت و از خلق و چون از پندار وجودِ آثار خلق فانی گشت و بدانست کی با ایشان هیچ چیز نیست بصفات حق باقی شد.
رودکی : قصاید و قطعات
شماره ۴۷ - دریغ! مدحت چون درو آبدار غزل
دریغ! مدحت چون درو آبدار غزل
سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۸۴ - ای کوی تو ز رویت بازار گل فروشان
ای کوی تو ز رویت بازار گل فروشان
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۹۵ - اگر بهانه طفلان تمام می گردد
اگر بهانه طفلان تمام می گردد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۵۷ - کاروان گریه از چشمم ندانم چون گذشت
کاروان گریه از چشمم ندانم چون گذشت
ادیب الممالک : قصاید
شمارهٔ ۲۱ - چکامه
در سه موقع کار نتوان با تهور یا شتاب
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۳۸ - سحر اشکم خروشان بود و آهم شیون افکن هم
سحر اشکم خروشان بود و آهم شیون افکن هم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲ - درآمد در دل آن سلطان دلها
درآمد در دل آن سلطان دلها
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۵۷ - تا شد از نیسان رهین منت احسان صدف
تا شد از نیسان رهین منت احسان صدف
ترانه های کودکانه : بخش اول
یادم میاد کوچولو بودم
یادم میاد کوچولو بودم
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۸۱ - اگر سوی شام ار بری میرود
اگر سوی شام ار بری میرود
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۳۰ - برخاک آنچه از مژهٔ ما چکیده است
برخاک آنچه از مژهٔ ما چکیده است