ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۸۸ - در علم و عمل هرکه مکمل گردید
در علم و عمل هرکه مکمل گردید
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۴۶۴ - همای شوق من بر قاف همت آشیان دارد
همای شوق من بر قاف همت آشیان دارد
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۵ - مناجات دوم متضمن اشارت به آنکه حقیقت حق وجود صرف است و هستی مطلق جل ذکره و عم بره
ای علم هستی ما با تو پست
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۸۶ - دیدم صنمی جام میی نوشیده
دیدم صنمی جام میی نوشیده
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۶۴ - جلوه اش دامن نازی به دل ریش کشید
جلوه اش دامن نازی به دل ریش کشید
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۶۸ - ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار
ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۸۷ - دل رمیده ما بال وپرنمی خواهد
دل رمیده ما بال وپرنمی خواهد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۱۴ - شیشه هایی که درستی ز شکستن دارند
شیشه هایی که درستی ز شکستن دارند
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۲۴ - چو ماه شعشعه ی ماست برق خرمن ما
چو ماه شعشعه ی ماست برق خرمن ما
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۵۸ - در مذمت خاموش
خمش‌منشین‌و چون مردم سخنگوی
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۴ - یاران دغل
گر من از عشق غزالی غزلی ساخته ام
سلیم تهرانی : قطعات
شمارهٔ ۴۴ - هرچند که تاجریم ای غیر
هرچند که تاجریم ای غیر
ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۴۹ - ترا که گفت که بر برگ گل کلاله فکن
ترا که گفت که بر برگ گل کلاله فکن
بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۸ - زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را
زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۷۵ - با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
جمال‌الدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۸۳ - شهر پر آشوب
این چه شهریست سراسر آشوب
بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۲۰ - ما را ز نوبهار گل روی او ببست
ما را ز نوبهار گل روی او ببست
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۲۳ - در فتنه این و آن میفکن خود را
در فتنه این و آن میفکن خود را
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۳۲۹ - هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود
هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود
آرایه های ادبی : آرایه های معنوی
لف و نشر
«لف» در لغت به معنی پیچیدن و «نشر» به معنی پراکندن است اما در اصطلاح ادب آوردن دو یا چند کلمه است در بخشی از کلام که توضیح آن ها در بخش دیگر آمده است. نکته 1: کلماتی که در بخش اوّل می آیند، «لف» و کلمـاتی که به عنـوان توضیح در بخـش دوم می آیند، «نشر» نام دارند. نکته 2: هرگاه نظم و ترتیب بین کلمات «لف و نشر» رعایت شده باشد، آن را «لف و نشر مرتب» گویند و در غیر این صورت «لف و نشر مشوش» خوانده می شود. مثال 1: تا رفتنش ببینـم و گفتنش بشنـوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم توضیح: واژه های «ببینم» و «بشنوم» لف است. و دو واژه «سمع و بصر» نشر قرار گرفته است. چون کلمات « نشر» به ترتیب برای توضیح کلمات «لف» قرار نگرفته اند، لذا به آن «لف و نشر مشوش» گویند. (بصر شدم تا ببینم، سمع شدم تا بشنوم) مثال 2: دو کس دشمن ملک و دینند: پادشاه بی حلم و زاهد بی علم. توضیح: دوترکیب «دشمن ملک و دشمن دین» لف و دو ترکیب «پادشاه بی حلم و زاهد بی علم» نشر هستند. لذا چون توضیح «نشر» با «لف» برابر است، آن را «لف و نشر مرتب» گویند. (پادشاه بی حلم دشمن ملک و زاهد بی علم دشمن دین هستند.)