میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۹۶ - شوم از مدعی خوشدل، چو بینم از تو خشنودش
شوم از مدعی خوشدل، چو بینم از تو خشنودش سعدی : غزلیات
غزل ۴۵ - ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکندهایم
ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکندهایم ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۹۷ - برگزیدن نستوه شیروی به فرمانروایی چین و فرستادن او را به جنگ کوش
همی خواست تا لشکری گشن زوش قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۹۸ - گوشی طلب از خدای خود پند پذیر
گوشی طلب از خدای خود پند پذیر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۴۷ - سیر چشمی خاک در چشم سخاوت می کند
سیر چشمی خاک در چشم سخاوت می کند رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۱۳ - امری شیرازی
قاسم نام داشته و به علوم غریبه رایت شهرت افراشته. علما او را به کفر و زندقه متهم کردند و به سلطان عصر، شاه طهماسب ماضی صفوی عرض نموده. در سنهٔ ۹۳۲ به دیدهٔ جهان بینش میل کشیدند. بالاخره عوام در شیراز هجوم کرده، شهیدش کردند. در اعداد و اسرار نقطهای بی نظیر بود و رسالهٔ ذکر و فکر و جواب «مرآت الصفا» تصنیف نموده. شهادتش در سنهٔ ۹۹۹ و این اشعار تیّمناً و تبرّکاً از نتایج طبعش قلمی شد: خاقانی : رباعیات
شماره ۳۴۴ - شبهای سده زلف مغانفش داری
شبهای سده زلف مغانفش داری اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۷۲ - همین خرسندی ام بس گرچه دور از محفلش گردم
همین خرسندی ام بس گرچه دور از محفلش گردم حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۲۹ - سحاب خشک، دیگر از کجا پیدا کند اشکی؟
سحاب خشک، دیگر از کجا پیدا کند اشکی؟ فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۸۷ - دل برد از من ترک قباپوش
دل برد از من ترک قباپوش عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۳۷ - چون پنجه سال خویشتن را کُشتم
چون پنجه سال خویشتن را کُشتم بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۲۰ - آنان که به اخلاص کلام تو نویسند
آنان که به اخلاص کلام تو نویسند جامی : تحفةالاحرار
بخش ۵۱ - حکایت سرد شدن پیر سفید موی از نفس آن خورشید گرم خوی که با زلف شبرنگ دم از صبح سفید مویی زد
فصل خزان کز دم باد وزان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۱۰ - عاقبت کار نظربازان به سامان می شود
عاقبت کار نظربازان به سامان می شود عطار نیشابوری : باب پنجاهم: در ختم كتاب
شماره ۲۳ - دل نیست که نور حق بر او تافته نیست
دل نیست که نور حق بر او تافته نیست اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۸۰ - جهان، جان فشاند چو روی تو بیند
جهان، جان فشاند چو روی تو بیند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۶۳ - ما ز شغل آب و گل آیینه را پرداختیم
ما ز شغل آب و گل آیینه را پرداختیم فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۲ - کارگر نیست به غم تیشة اندیشة ما
کارگر نیست به غم تیشة اندیشة ما اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۵۱۸ - من همان داغ محبت که تو دیدی دارم
من همان داغ محبت که تو دیدی دارم سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۲۹۳ - سر نهادن به سر کوی غمت تسلیم است
سر نهادن به سر کوی غمت تسلیم است
شماره ۱۹۶ - شوم از مدعی خوشدل، چو بینم از تو خشنودش
شوم از مدعی خوشدل، چو بینم از تو خشنودش سعدی : غزلیات
غزل ۴۵ - ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکندهایم
ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکندهایم ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۹۷ - برگزیدن نستوه شیروی به فرمانروایی چین و فرستادن او را به جنگ کوش
همی خواست تا لشکری گشن زوش قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۹۸ - گوشی طلب از خدای خود پند پذیر
گوشی طلب از خدای خود پند پذیر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۴۷ - سیر چشمی خاک در چشم سخاوت می کند
سیر چشمی خاک در چشم سخاوت می کند رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۱۳ - امری شیرازی
قاسم نام داشته و به علوم غریبه رایت شهرت افراشته. علما او را به کفر و زندقه متهم کردند و به سلطان عصر، شاه طهماسب ماضی صفوی عرض نموده. در سنهٔ ۹۳۲ به دیدهٔ جهان بینش میل کشیدند. بالاخره عوام در شیراز هجوم کرده، شهیدش کردند. در اعداد و اسرار نقطهای بی نظیر بود و رسالهٔ ذکر و فکر و جواب «مرآت الصفا» تصنیف نموده. شهادتش در سنهٔ ۹۹۹ و این اشعار تیّمناً و تبرّکاً از نتایج طبعش قلمی شد: خاقانی : رباعیات
شماره ۳۴۴ - شبهای سده زلف مغانفش داری
شبهای سده زلف مغانفش داری اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۷۲ - همین خرسندی ام بس گرچه دور از محفلش گردم
همین خرسندی ام بس گرچه دور از محفلش گردم حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۲۹ - سحاب خشک، دیگر از کجا پیدا کند اشکی؟
سحاب خشک، دیگر از کجا پیدا کند اشکی؟ فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۸۷ - دل برد از من ترک قباپوش
دل برد از من ترک قباپوش عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۳۷ - چون پنجه سال خویشتن را کُشتم
چون پنجه سال خویشتن را کُشتم بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۲۰ - آنان که به اخلاص کلام تو نویسند
آنان که به اخلاص کلام تو نویسند جامی : تحفةالاحرار
بخش ۵۱ - حکایت سرد شدن پیر سفید موی از نفس آن خورشید گرم خوی که با زلف شبرنگ دم از صبح سفید مویی زد
فصل خزان کز دم باد وزان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۱۰ - عاقبت کار نظربازان به سامان می شود
عاقبت کار نظربازان به سامان می شود عطار نیشابوری : باب پنجاهم: در ختم كتاب
شماره ۲۳ - دل نیست که نور حق بر او تافته نیست
دل نیست که نور حق بر او تافته نیست اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۸۰ - جهان، جان فشاند چو روی تو بیند
جهان، جان فشاند چو روی تو بیند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۶۳ - ما ز شغل آب و گل آیینه را پرداختیم
ما ز شغل آب و گل آیینه را پرداختیم فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۲ - کارگر نیست به غم تیشة اندیشة ما
کارگر نیست به غم تیشة اندیشة ما اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۵۱۸ - من همان داغ محبت که تو دیدی دارم
من همان داغ محبت که تو دیدی دارم سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۲۹۳ - سر نهادن به سر کوی غمت تسلیم است
سر نهادن به سر کوی غمت تسلیم است