صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۰۵ - هر آنکو سر بخاک درگه پیر مغان دارد
هر آنکو سر بخاک درگه پیر مغان دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۳۷ - در مجمع ما نیست کسی را غم خانه
در مجمع ما نیست کسی را غم خانه صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۷۵ - رخ بهبود کار خویش آن غافل چسان بیند؟
رخ بهبود کار خویش آن غافل چسان بیند؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۰۷ - بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم
بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۲۵ - عاشقان را دم گرم و نفس سرد بسست
عاشقان را دم گرم و نفس سرد بسست اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۶۸۹ - ای ز چین و حلقهٔ زلف سیاه
ای ز چین و حلقهٔ زلف سیاه خیام : رباعیات
رباعی ۸۱ - عمرت تا کی به خودپرستی گذرد
عمرت تا کی به خودپرستی گذرد قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۳۱۶ - مطلع نگاهم شد باز کرده آغوشی
مطلع نگاهم شد باز کرده آغوشی سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۳۲ - ای لبت را خواص جان دادن
ای لبت را خواص جان دادن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۲۵ - تا به کی دل را سیاه از نعمت الوان کنی؟
تا به کی دل را سیاه از نعمت الوان کنی؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۵۱ - کباب شد دلم از بویش این شراب کجاست؟
کباب شد دلم از بویش این شراب کجاست؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۶۳ - دل رم کرده ناخوش آستین افشاندنی دارد
دل رم کرده ناخوش آستین افشاندنی دارد عبدالقادر گیلانی : غزلیات
شمارهٔ ۳ - بلبل شوریده
ای بلبل شوریده دیوانه توئی یا ما صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۷۶ - ماییم و خیال دهن یار و دگر هیچ
ماییم و خیال دهن یار و دگر هیچ عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۵۴ - بنگر که چه غم بیتو کشیدم آخر
بنگر که چه غم بیتو کشیدم آخر عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۲۳۳ - گرچه ز تو هر روزم صد فتنه دگر خیزد
گرچه ز تو هر روزم صد فتنه دگر خیزد اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۱۶۴ - در عشق نگر که قصد هستی نکنی
در عشق نگر که قصد هستی نکنی پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
لطف حق
مادر موسی، چو موسی را به نیل اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۸۷ - جور آن بت همه بر جان پریشان من است
جور آن بت همه بر جان پریشان من است لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۹۸ - به شاهد لغت کونده، بمعنی چیزی که از گیاه بافند چون دامی و کاه بدان کشند
من بر تو فکنده ظن نیکو
شماره ۲۰۵ - هر آنکو سر بخاک درگه پیر مغان دارد
هر آنکو سر بخاک درگه پیر مغان دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۳۷ - در مجمع ما نیست کسی را غم خانه
در مجمع ما نیست کسی را غم خانه صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۷۵ - رخ بهبود کار خویش آن غافل چسان بیند؟
رخ بهبود کار خویش آن غافل چسان بیند؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۹۰۷ - بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم
بیخود ز نوای دل دیوانه خویشم بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۲۵ - عاشقان را دم گرم و نفس سرد بسست
عاشقان را دم گرم و نفس سرد بسست اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۶۸۹ - ای ز چین و حلقهٔ زلف سیاه
ای ز چین و حلقهٔ زلف سیاه خیام : رباعیات
رباعی ۸۱ - عمرت تا کی به خودپرستی گذرد
عمرت تا کی به خودپرستی گذرد قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۳۱۶ - مطلع نگاهم شد باز کرده آغوشی
مطلع نگاهم شد باز کرده آغوشی سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۳۲ - ای لبت را خواص جان دادن
ای لبت را خواص جان دادن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۲۵ - تا به کی دل را سیاه از نعمت الوان کنی؟
تا به کی دل را سیاه از نعمت الوان کنی؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۵۱ - کباب شد دلم از بویش این شراب کجاست؟
کباب شد دلم از بویش این شراب کجاست؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۶۳ - دل رم کرده ناخوش آستین افشاندنی دارد
دل رم کرده ناخوش آستین افشاندنی دارد عبدالقادر گیلانی : غزلیات
شمارهٔ ۳ - بلبل شوریده
ای بلبل شوریده دیوانه توئی یا ما صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۷۶ - ماییم و خیال دهن یار و دگر هیچ
ماییم و خیال دهن یار و دگر هیچ عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۵۴ - بنگر که چه غم بیتو کشیدم آخر
بنگر که چه غم بیتو کشیدم آخر عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۲۳۳ - گرچه ز تو هر روزم صد فتنه دگر خیزد
گرچه ز تو هر روزم صد فتنه دگر خیزد اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۱۶۴ - در عشق نگر که قصد هستی نکنی
در عشق نگر که قصد هستی نکنی پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
لطف حق
مادر موسی، چو موسی را به نیل اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۸۷ - جور آن بت همه بر جان پریشان من است
جور آن بت همه بر جان پریشان من است لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۹۸ - به شاهد لغت کونده، بمعنی چیزی که از گیاه بافند چون دامی و کاه بدان کشند
من بر تو فکنده ظن نیکو