خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق و اشتیاق خود به معشوقهای با خال مشکین میگوید. او شبی را به امید دیدار معشوق، خاک سر کوی او را میبوسد. معشوق پنهانی نزد او میآید و در گوشش میگوید که غم عشق را بنوش و خاک بر لب بمال.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، درک زیباییشناسی شعر کلاسیک معمولاً به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد.
رباعی ۹۲ - خاک سر کوی آن بت مشکین خال
خاک سر کوی آن بت مشکین خال
میبوسیدم شبی به امید وصال ۱
پنهان ز رقیب آمد و در گوشم گفت:
میخور غم ما و خاک بر لب میمال ۲
میبوسیدم شبی به امید وصال ۱
پنهان ز رقیب آمد و در گوشم گفت:
میخور غم ما و خاک بر لب میمال ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۹۱ - حاشا! که کند دل به دگر جا منزل
گوهر بعدی:رباعی ۹۳ - در کوی خرابات نه نو آمدهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.