واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۷۳ - آهم از تاب گل روی تو، آتش فام است
آهم از تاب گل روی تو، آتش فام است جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۶۴ - منم چون گوی سرگردان به گرد کوی آن دلبر
منم چون گوی سرگردان به گرد کوی آن دلبر فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۹۲۷ - جانم اسیر تا کی در خنگ زندگانی
جانم اسیر تا کی در خنگ زندگانی سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۲۱۹ - ای ساقی خیز و پر کن آن جام
ای ساقی خیز و پر کن آن جام واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۲۷ - ز شمع فیض تاریکی است، قانع را سرا روشن
ز شمع فیض تاریکی است، قانع را سرا روشن الهامی کرمانشاهی : خیابان سوم
بخش ۳۳ - به خیمه رفتن شاه تشنه جگر برای بستن زخم سر
دم واپسین من آمد فراز عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شماره ۶۴ - در عشق چو شمع سوز باید آورد
در عشق چو شمع سوز باید آورد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۲۶ - خوبان همه محبوب دل و آفت جانند
خوبان همه محبوب دل و آفت جانند اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۶۰ - ایکه رخسارت ز روی لاله آب و رنگ برد
ایکه رخسارت ز روی لاله آب و رنگ برد وحشی بافقی : ناظر و منظور
طلوع کردن اختر معانی از افق سپهر نکته دانی در تعریف شبی که اخترش طعنه بر نور بدر میزد و صحبتش طعنه بر شام قدر
شبی چون روز شادی عشرت افزای سعیدا : غزلیات
شماره ۴۳۷ - کو [دلی] کز ستم چرخ نباشد غمناک
کو [دلی] کز ستم چرخ نباشد غمناک صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۸۵۱ - هزار عقد محبت به این و آن بندی
هزار عقد محبت به این و آن بندی عارف قزوینی : تصنیفها
شمارهٔ ۱۳ - گریه را به مستی ...
عارف قزوینی گریه را به مستی را در شکایت از زمامداری ناصرالملک که در آن زمان نایبالسلطنه احمدشاه بود (سال ۱۳۲۸ ه.ق)، تصنیف کرده است. ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۶۸ - عاقل
عاقل آن نیست که فضلی وکمالی دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۱ - به هم پیچد خط مشکین بساط حسن خوبان را
به هم پیچد خط مشکین بساط حسن خوبان را بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۲۵ - وهم بلند وپست جاه چند دلت سیهکند
وهم بلند وپست جاه چند دلت سیهکند عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۲۵۴ - چون عشق تو داعی عدم شد
چون عشق تو داعی عدم شد اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۸ - جنون که کرد به دیوانگی مثل ما را
جنون که کرد به دیوانگی مثل ما را سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۱۲ - خط تو که ننوشت کسی زآن سان خوش
خط تو که ننوشت کسی زآن سان خوش جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۸۶ - یا رب فلک برین دل مسکین چه ها نکرد
یا رب فلک برین دل مسکین چه ها نکرد
شماره ۷۳ - آهم از تاب گل روی تو، آتش فام است
آهم از تاب گل روی تو، آتش فام است جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۶۴ - منم چون گوی سرگردان به گرد کوی آن دلبر
منم چون گوی سرگردان به گرد کوی آن دلبر فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۹۲۷ - جانم اسیر تا کی در خنگ زندگانی
جانم اسیر تا کی در خنگ زندگانی سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۲۱۹ - ای ساقی خیز و پر کن آن جام
ای ساقی خیز و پر کن آن جام واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۲۷ - ز شمع فیض تاریکی است، قانع را سرا روشن
ز شمع فیض تاریکی است، قانع را سرا روشن الهامی کرمانشاهی : خیابان سوم
بخش ۳۳ - به خیمه رفتن شاه تشنه جگر برای بستن زخم سر
دم واپسین من آمد فراز عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شماره ۶۴ - در عشق چو شمع سوز باید آورد
در عشق چو شمع سوز باید آورد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۲۶ - خوبان همه محبوب دل و آفت جانند
خوبان همه محبوب دل و آفت جانند اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۶۰ - ایکه رخسارت ز روی لاله آب و رنگ برد
ایکه رخسارت ز روی لاله آب و رنگ برد وحشی بافقی : ناظر و منظور
طلوع کردن اختر معانی از افق سپهر نکته دانی در تعریف شبی که اخترش طعنه بر نور بدر میزد و صحبتش طعنه بر شام قدر
شبی چون روز شادی عشرت افزای سعیدا : غزلیات
شماره ۴۳۷ - کو [دلی] کز ستم چرخ نباشد غمناک
کو [دلی] کز ستم چرخ نباشد غمناک صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۸۵۱ - هزار عقد محبت به این و آن بندی
هزار عقد محبت به این و آن بندی عارف قزوینی : تصنیفها
شمارهٔ ۱۳ - گریه را به مستی ...
عارف قزوینی گریه را به مستی را در شکایت از زمامداری ناصرالملک که در آن زمان نایبالسلطنه احمدشاه بود (سال ۱۳۲۸ ه.ق)، تصنیف کرده است. ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۶۸ - عاقل
عاقل آن نیست که فضلی وکمالی دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۱ - به هم پیچد خط مشکین بساط حسن خوبان را
به هم پیچد خط مشکین بساط حسن خوبان را بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۲۵ - وهم بلند وپست جاه چند دلت سیهکند
وهم بلند وپست جاه چند دلت سیهکند عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۲۵۴ - چون عشق تو داعی عدم شد
چون عشق تو داعی عدم شد اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۸ - جنون که کرد به دیوانگی مثل ما را
جنون که کرد به دیوانگی مثل ما را سیف فرغانی : رباعیات
شماره ۱۲ - خط تو که ننوشت کسی زآن سان خوش
خط تو که ننوشت کسی زآن سان خوش جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۸۶ - یا رب فلک برین دل مسکین چه ها نکرد
یا رب فلک برین دل مسکین چه ها نکرد