خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناملایمات روزگار و بیوفایی دنیا شکایت میکند. او از رنجها و دردهایی که کشیده میگوید و از این که هرگز مورد لطف و مرحمت قرار نگرفته است. همچنین، از بیوفایی معشوق و بیتوجهی شاهان به حال فقرا و غریبان گلایه میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه، اجتماعی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها جذاب نباشد. همچنین، لحن غمگین و یأسآلود شعر برای مخاطبان جوانتر مناسب نیست.
شماره ۴۸۶ - یا رب فلک برین دل مسکین چه ها نکرد
یا رب فلک برین دل مسکین چه ها نکرد
یک لحظه با مزاج خودم آشنا نکرد ۱
دایم ستم بود هنر و جور پیشه اش
روزی به سهو با من مسکین وفا نکرد ۲
بس خون دل ز دیده فروریختم ز غم
هرگز زمانه رحم بدین مبتلا نکرد ۳
بر هر که مهر بسته شد از مهر روی دوست
ننشست تا مرا به ضرورت جدا نکرد ۴
بسیار داد کام دلِ تنگ هرکسی
یک لحظه کام این دل محزون روا نکرد ۵
هردم هزار درد به جان و دلم نهاد
وز لطف خوی یک سر مویش دوا نکرد ۶
بگذشت چون هزار نگار آن نگار من
چشمی ز روی لطف برین بینوا نکرد ۷
شاهان شوند ملتفت حال هر گدا
آخر نظر به سوی غریبان چرا نکرد ۸
هرچند جان به راه وفا داده ام ولی
آن بی وفا نگار به غیر از جفا نکرد ۹
یک لحظه با مزاج خودم آشنا نکرد ۱
دایم ستم بود هنر و جور پیشه اش
روزی به سهو با من مسکین وفا نکرد ۲
بس خون دل ز دیده فروریختم ز غم
هرگز زمانه رحم بدین مبتلا نکرد ۳
بر هر که مهر بسته شد از مهر روی دوست
ننشست تا مرا به ضرورت جدا نکرد ۴
بسیار داد کام دلِ تنگ هرکسی
یک لحظه کام این دل محزون روا نکرد ۵
هردم هزار درد به جان و دلم نهاد
وز لطف خوی یک سر مویش دوا نکرد ۶
بگذشت چون هزار نگار آن نگار من
چشمی ز روی لطف برین بینوا نکرد ۷
شاهان شوند ملتفت حال هر گدا
آخر نظر به سوی غریبان چرا نکرد ۸
هرچند جان به راه وفا داده ام ولی
آن بی وفا نگار به غیر از جفا نکرد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۵ - دلبر به هر چه گفت به قولش وفا نکرد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۷ - دلدار رفت و کام دل ما روا نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.