خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از بیوفایی و جفای معشوق خود شکایت میکند و بیان میکند که معشوق به عهد خود وفا نکرده و با وجود رنج و درد دلش، هیچ کمکی به او نکرده است. او از فراق و بیمهری معشوق مینالد و اظهار میدارد که در این جهان کسی وفادار نبوده است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، مفاهیمی مانند بیوفایی و رنج عشق ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۴۸۵ - دلبر به هر چه گفت به قولش وفا نکرد
دلبر به هر چه گفت به قولش وفا نکرد
با این دل رمیده به غیر از جفا نکرد ۱
بیچاره دل به درد غمش شد اسیر و او
از لطف خویش درد دلم را دوا نکرد ۲
عهدی ببست با من بیچاره پیش ازین
دل برد آن نگار و به عهدش وفا نکرد ۳
دل برد و تن به دست بلای فراق داد
آن بی حفاظ با من مسکین چه ها نکرد ۴
دایم به خاک کوی وفایش نشسته ام
بگذشت آن نگار و نظر بر گدا نکرد ۵
گفتا مراد تو بدهم تنگ دل مشو
لیکن مرادم از لب لعلش روا نکرد ۶
با آنکه جز جفا ننمودی به حال من
دانی که در جهانی چو جهان کس وفا نکرد ۷
با این دل رمیده به غیر از جفا نکرد ۱
بیچاره دل به درد غمش شد اسیر و او
از لطف خویش درد دلم را دوا نکرد ۲
عهدی ببست با من بیچاره پیش ازین
دل برد آن نگار و به عهدش وفا نکرد ۳
دل برد و تن به دست بلای فراق داد
آن بی حفاظ با من مسکین چه ها نکرد ۴
دایم به خاک کوی وفایش نشسته ام
بگذشت آن نگار و نظر بر گدا نکرد ۵
گفتا مراد تو بدهم تنگ دل مشو
لیکن مرادم از لب لعلش روا نکرد ۶
با آنکه جز جفا ننمودی به حال من
دانی که در جهانی چو جهان کس وفا نکرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۴ - یک دم نگار ما نظری سوی ما نکرد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۶ - یا رب فلک برین دل مسکین چه ها نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.