شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۶۰ - جامع عالمی اگر دانی
جامع عالمی اگر دانی عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۸۱۷ - خال مشکین بر گلستان می زنی
خال مشکین بر گلستان می زنی همام تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۱ - دل به کنج عافیت چون پای در دامان کشید
دل به کنج عافیت چون پای در دامان کشید کوهی : غزلیات
شماره ۲۱۳ - بر تو باد ای جان که دل داری نگاه
بر تو باد ای جان که دل داری نگاه قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۱۴ - هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشد
هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشد جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۳۷۲ - دلبرا با من جفا تا کی کنی
دلبرا با من جفا تا کی کنی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۹۱ - همچشم آبله است دل اشکبار من
همچشم آبله است دل اشکبار من محمد بن منور : منقولات
شماره ۴۱ - شیخ را روزی سؤال کردند کی یا شیخ ما الصدق و کیف السبیل الی اللّه؟ شیخ گفت: الصدق
شیخ را روزی سؤال کردند کی یا شیخ ما الصدق و کیف السبیل الی اللّه؟ شیخ گفت: الصدق ودیعة اللّه فی عباده لیس للنفس فیه سبیل لان الصدق سبیل الی الحقّ واَبی اللّه ان یکون لصاحب النفس الیه سبیل. ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۱۰ - ای نیک نکرده و بدیها کرده
ای نیک نکرده و بدیها کرده عطار نیشابوری : باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
شماره ۲۳ - دل والِه و عقل مست و جان حیران است
دل والِه و عقل مست و جان حیران است واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۱۹ - آنکو بدلش بیم گنه کمیاب است
آنکو بدلش بیم گنه کمیاب است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۶۳ - در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم
در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۳۰ - پیش قد تو سهی سرو ز پا افتاده
پیش قد تو سهی سرو ز پا افتاده صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۱۶ - گشوده است در فیض رخنه دیوار
گشوده است در فیض رخنه دیوار قاسم انوار : غزلیات
شماره ۷۵ - «و هو معکم » گفت از این معنی چه خواست؟
«و هو معکم » گفت از این معنی چه خواست؟ غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۶۳ - درد ناسازست و درمان نیز هم
درد ناسازست و درمان نیز هم عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۷۶ - باز آتش غم دست در آغوش رخس ماست
باز آتش غم دست در آغوش رخس ماست اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
غزل
نمییابم برت چندان مجالی نسیمی : غزلیات
شماره ۵ - در عالم توحید چه پستی و چه بالا
در عالم توحید چه پستی و چه بالا نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۴۲۹ - همیشه تار و پود کار ناهموار می بستم
همیشه تار و پود کار ناهموار می بستم
دوبیتی ۲۶۰ - جامع عالمی اگر دانی
جامع عالمی اگر دانی عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۸۱۷ - خال مشکین بر گلستان می زنی
خال مشکین بر گلستان می زنی همام تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۱ - دل به کنج عافیت چون پای در دامان کشید
دل به کنج عافیت چون پای در دامان کشید کوهی : غزلیات
شماره ۲۱۳ - بر تو باد ای جان که دل داری نگاه
بر تو باد ای جان که دل داری نگاه قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۱۴ - هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشد
هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشد جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۳۷۲ - دلبرا با من جفا تا کی کنی
دلبرا با من جفا تا کی کنی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۹۱ - همچشم آبله است دل اشکبار من
همچشم آبله است دل اشکبار من محمد بن منور : منقولات
شماره ۴۱ - شیخ را روزی سؤال کردند کی یا شیخ ما الصدق و کیف السبیل الی اللّه؟ شیخ گفت: الصدق
شیخ را روزی سؤال کردند کی یا شیخ ما الصدق و کیف السبیل الی اللّه؟ شیخ گفت: الصدق ودیعة اللّه فی عباده لیس للنفس فیه سبیل لان الصدق سبیل الی الحقّ واَبی اللّه ان یکون لصاحب النفس الیه سبیل. ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۱۰ - ای نیک نکرده و بدیها کرده
ای نیک نکرده و بدیها کرده عطار نیشابوری : باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
شماره ۲۳ - دل والِه و عقل مست و جان حیران است
دل والِه و عقل مست و جان حیران است واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۱۹ - آنکو بدلش بیم گنه کمیاب است
آنکو بدلش بیم گنه کمیاب است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۶۳ - در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم
در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۳۰ - پیش قد تو سهی سرو ز پا افتاده
پیش قد تو سهی سرو ز پا افتاده صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۱۶ - گشوده است در فیض رخنه دیوار
گشوده است در فیض رخنه دیوار قاسم انوار : غزلیات
شماره ۷۵ - «و هو معکم » گفت از این معنی چه خواست؟
«و هو معکم » گفت از این معنی چه خواست؟ غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۶۳ - درد ناسازست و درمان نیز هم
درد ناسازست و درمان نیز هم عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۷۶ - باز آتش غم دست در آغوش رخس ماست
باز آتش غم دست در آغوش رخس ماست اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
غزل
نمییابم برت چندان مجالی نسیمی : غزلیات
شماره ۵ - در عالم توحید چه پستی و چه بالا
در عالم توحید چه پستی و چه بالا نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۴۲۹ - همیشه تار و پود کار ناهموار می بستم
همیشه تار و پود کار ناهموار می بستم