خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عطار نیشابوری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. او از دلسوزی، عهدشکنی، و تأثیرات عمیق عشق بر جان و دل سخن میراند. شاعر از زیبایی معشوق و تأثیرات آن بر عاشق میگوید و از رنجهای هجران و عشق نافرجام شکوه میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و هجران ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و پیچیده باشد.
غزل ۸۱۷ - خال مشکین بر گلستان می زنی
خال مشکین بر گلستان می زنی
دل همی سوزی و بر جان می زنی ۱
بر بیاض برگ گل عمر مرا
هر زمان فال دگرسان می زنی ۲
صید خواهی کرد دلها را به زلف
زلف را بر یکدگر زان می زنی ۳
زان دو لعل آتشین آبدار
آتش اندر آب حیوان می زنی ۴
از لبت یک بوسه نتوان زد به تیر
کز سر کین تیر مژگان می زنی ۵
گفتهای ایمانت را راهی زنم
چون بکشتی الحق آسان می زنی ۶
در تو پیمان نیست صد عاشق بمرد
تا تو رای عهد و پیمان می زنی ۷
دامن اندر خون زند عطار زانک
تو نفس با او ز هجران می زنی ۸
دل همی سوزی و بر جان می زنی ۱
بر بیاض برگ گل عمر مرا
هر زمان فال دگرسان می زنی ۲
صید خواهی کرد دلها را به زلف
زلف را بر یکدگر زان می زنی ۳
زان دو لعل آتشین آبدار
آتش اندر آب حیوان می زنی ۴
از لبت یک بوسه نتوان زد به تیر
کز سر کین تیر مژگان می زنی ۵
گفتهای ایمانت را راهی زنم
چون بکشتی الحق آسان می زنی ۶
در تو پیمان نیست صد عاشق بمرد
تا تو رای عهد و پیمان می زنی ۷
دامن اندر خون زند عطار زانک
تو نفس با او ز هجران می زنی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۱۶ - ای گشته نهان از همه از بس که عیانی
گوهر بعدی:غزل ۸۱۸ - هر زمان لاف وفایی می زنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.